ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - تقليد از گذشتگان در تاريخ و تكيه بر آنان
آنها نام برد چرا براى اين كه پدرانمان بهر يك از آنان امير المؤمنين گفتهاند پس آراء و عقائدشان هم لازم الاتّباع مى باشند مطابق آيات قرآنى : پدرانمان اگر مجبور نبودهاند غلط فرمودهاند كه بانان امير المؤمنين گفتهاند .
منطق راكد كننده اى است كه با كمال صراحت و بطور فراوان گفته مى شود : « تو بهتر مى فهمى يا ابن سينا » « تو بهتر مى فهمى يا ابن رشد » « تو بهتر مى فهمى يا صدر المتألَّهين شيرازى » « تو بهتر مى فهمى يا جلال الدّين مولوى » و در مغرب زمين : « تو بهتر مى فهمى يا دكارت » « تو بهتر مى فهمى يا جان لاك » تو يا هگل تو يا كانت تو يا آدام اسميت تو يا ريكاردو تو يا جان استوارت ميل . . . اين شخصيّتزدگى در تاريخ ، جريان بسيار اسفناكى است كه عقول و انديشهها و وجدانهاى مردم را تحت الشّعاع قرار مى دهد در صورتى كه بقول امير المؤمنين عليه السّلام : ارزش و عظمت مردان ( اعمّ از شخصيّتها و هر انسانى ) با حقّ سنجيده مى شود نه حقّ بوسيلهء مردان . پاسخ « تو بهتر مى فهمى » ها يك جمله است و آن اينست كه هم من و هم آن شخصيّت كه امروز به رخ من مى كشى ، بايد از حقيقت پيروى كنيم ، هر كسى كه بيشتر به حقيقت نزديك است ، او بهتر مى فهمد و بايد از او تبعيّت كرد . با اين كه پيشرفت معارف انسانى در قلمروهاى مختلف انسان و جهان در دوران ما بسيار چشمگير بوده است ، ولى اين پيشرفت تاكنون نتوانسته است مردم را از بتپرستىهاى متنوّع نجات بدهد ، مانند شخصيّتپرستى ، نژادپرستى ، علمپرستى ، پولپرستى ، قدرت پرستى ، مقام پرستى ، شهرتپرستى ، محبوبيّتپرستى و غير ذلك . براى بوجود آمدن يك تاريخ سالم و مترقّيانهء انسانى حتماً بايد با يك مبارزهء عميق و گسترده با اين پرستشها ، انسانها را با خود واقعيّتها و حقائق آشنا ساخت . و استعدادهاى بسيار با ارزش آنان را مانند محبّت و عشق و فداكارى و پرستش و انديشه در مسير حقائق و واقعيّات قرار داد .