ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
اميدواريم كه مقصود نويسنده يا نويسندگان چيز ديگرى غير از محتويات مستقيم الفاظشان بوده باشد .
٢٤ - رو به سستى و انحطاط رفتن احساسات لطيف انسانى كه اساسىترين عامل تلطيف واقعيّات خشن طبيعت بوده و انسانها را تا حدّ احساس وحدت در حيات و ايدآلهاى اعلاى آن ، بالا مى برد . شگفتآور اينست كه هر مكتبى را كه از تراوشات مغز بشرى يا ابلاغ شده از وحى خداوندى است ، سراغ بگيريم ، همهء آن مكتبها انسانها را به داشتن جوهرى در نهاد كه موجب وحدت و احساس آن مى باشد هشدار داده و بسوى شناخت و تحصيل آن همهء انسانها را دعوت و تحريك نمودهاند ، با اين حال مشاهده مى شود كه جدائى انسان از انسان هر روز رو به افزونى بوده و آدميان در ارتباط با يكديگر شبيه جماداتى هستند كه فقط براى حفظ خويشتن مجبورند در كوهها و دشتها و درياها و فضاها دنبال يكديگر بدوند و فرياد بزنند كه كجا فرار مى كنى ، من بايد ترا با دست خود بكشم ، زيرا تو در آسيا متولَّد شده اى و يا در فضاى آفريقا بدنيا آمده و از آن تنفّس مى نمائى اين روياروى هم قرار گرفتن و اين تخاصمهاى نامحدود و مستمرّ بهترين دليل آن است كه انسانها فاقد احساس همنوع بودن مى باشند و انسانها از احساس درد و شكنجهء ديگران نه تنها رنج نمى برند ، بلكه خوشحال هم هستند .
٢٥ - آيا مى توانيد اثبات كنيد كه اين حضرت تكامل يافته در مسير رشد و تكامل به موقعيّتى رسيده است كه مادران امروز بيش از گذشتگان و بهتر از آنان ، براى فرزندان خود احساس عاطفه مى نمايند آيا مى توانيد اثبات كنيد كه همسران امروز خيلى بهتر و اصيلتر از گذشتگان از رابطهء زناشوئى لذّت مى برند و نظم و بايستگى حيات خود را با ارتباط زناشوئى عالىتر و زيباتر از گذشتگان درك مى كنند و آيا مى توانيد اثبات كنيد كه بجهت رشد و تكامل روحى يا روانى كه قطعا به تبعيّت از رشد و تكامل