ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - دليل دوم - براى اثبات اين حقيقت كه بشر براى پيشرفت و تكامل ارزشى خود بطور مستمرّ قانونى حركتى انجام نداده است
با نظر به مختصّات خود انسان مى تواند يك بعدى مهمّ از او را توصيف نمايد [١] ولى با نظر به عمق واقعيّات ، مى بينيم كه اگر از اين تأثّر و تأثير فقط نفع و حيات مطلوب و مادّى خويش را منظور نمايد ، ناتوانترين جانداران خواهد بود . اين ناتوانى معلول دو علَّت مى تواند بوده باشد : علَّت يكم - وقتى كه يك خود انسانى خويشتن را بعنوان محور يا باصطلاح روشنتر هدف مطلق تلقّى نمود ، از شناخت و پذيرش موجوديّت ديگر اشياء در هر دو قلمرو انسان و جهان [ بدانجهت كه واقعيّاتى براى خود هستند ] ناتوان مى گردد ، زيرا چنانكه فرض كرديم چنين انسانى فقط و فقط خود خويشتن را مى شناسد و آن خود را هدف مطلق ديده و ديگر واقعيّات را وسيله مى بيند ، در صورتى كه با عظمتترين قسمت آن واقعيّات كه بنى نوع او هستند ، نه تنها وسائلى براى خود او نيستند ، بلكه هر يك از آنان ، مانند خود او استعداد تأثير و تأثّر فراگير در جهان هستى را در خود مى بيند . حتّى مى توان گفت : آن قسمت از اشياء هم كه موجودات غير انسانى اين كيهان بزرگ را تشكيل مى دهند ، اگر هم بعد وسيله اى براى انسان داشته باشند ، بُعدى مستقلّ براى خود دارند كه با نظر بان بعد ، آهنگ خود را مى نوازند و مى شنوند و آيات الهى بودن خود را در آفاق روشن مى سازند - < شعر > جمله اجزاء در تحرّك در سكون ناطقان كانّا إليه راجعون ذكر و تسبيحات اجزاء نهان غلغلى افكنده در اين آسمان جمله اجزاء زمين و آسمان با تو مى گويند روزان و شبان < / شعر >
[١] . چنانكه دانشمند ارجمند آقاى دكتر جهانگير ثانى در مقدّمهء مباحث مربوط به اعلاميّهء جهانى حقوق بشر آوردهاند كه : « انسان جانداريست كه بيشترين اثر را بر موجودات و امور مى گذارد و بيشترين اثر را از آنها مى پذيرد و اين تأثير و تأثّر را در روند زندگى به وجه غير قابل مقايسه اى با ديگر حيوانات مورد عمل و استفاده قرار مى دهد . »