فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧٥ - كلام مرحوم علامه در كشف المراد
ابسطى آورده كه حاصل آن را مرحوم آشتيانى در حاشيه نقل فرموده و تقرير آن اين
است: قواى جسمانيّه بانقسام محال و موارد تقسيم بقواى متعدّدى مىشوند.
مدّعا اين است كه تأثير قواى جسمانيّه محدود است حال اگر چ نين نباشد و
داراى تأثيرات غير متناهيه بوده از جهات ثلاث در اين صورت از دو حال خارج
نيست:
١- آنكه قوائى كه جزء آن هستند و بملاحظه انقسام محال تصوّر شدند از
نظر اثر مانند كلّ باشند.
٢- آنكه چ نين نبوده بلكه اثر آنها ضعيفتر باشد.
در صورت اوّل لازم مىآيد جزء با كلّ از نظر مقدار تأثير مساوى باشد و آن
مستحيل است.
و در فرض دوّم گ وئيم جزء با كلّ اگر با هم از يك نقطه معيّن شروع در تأثير
و حركت نمودند واقع باز از دو حال بيرون نيست:
١- آنكه اثر جزء قبل از انتهاء اثر كلّ بپايان رسد.
٢- آنكه اثر جزء با كلّ استمرار پ يدا نموده و تا بىنهايت با آن باشد.
فرض دوّم باطل است چ ون لازمه آن تساوى جزء با كلّ است در اثر و
گ فتيم اين امر محال است و بنا بر فرض اوّل مدّعا ثابت مىشود زيرا جزء وقتى قبل
از كلّ بانتهاء رسيد و كلّ نيز از نقطه پ ايان جزء مقدار زياديش متناهى بود
بمقتضاى قضيّه « الزّائد على المتناهى بالقدر المتناهى متناه» مجموع اثر كلّ نيز
متناهى مىشود.
امّا دليل دوّم: گ فتيم شرط تأثير علّت جسمانى وضع و محاذات خاصّ
است و دليل اين شرط را مرحوم مصنّف با ذكر دو مقدّمه تقرير مىفرمايند:
١- قوّه در وجود محتاج بمادّه است زيرا بديهى است كه قوّه بدون مادّه در
وجود نيايد.
٢- بين احتياج قوّه در وجود بمادّه با احتياج قوّه بمادّه در ايجاد ارتباط و
استلزام است باينمعنا كه لازمه فقر وجودى قوّه بمادّه در مقام ايجاد و تأثير در چ يزى
است.