فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٢٥ - فائده فرض اين مثال
بديگرى نه اباء از وجود آن داشته و نه از عدمش.
امّا دليل اينكه چ طور بين آندو علاقه لزوميّه نيست اينستكه اگر چ نين مىبود
مسلّما يكى از آندو كه معلول باشد واجب نبود و اين خلاف فرض است چ نان چ ه اگر
هر دو را معلول علّت سوّمى بدانيم هر دو را بايد ممكن فرض كنيم و حال آنكه هر
دو را واجب دانستيم.
فائده فرض اين مثال
البتّه چ نان چ ه از شرح بالا معلوم ميشود براى ممكن بالقياس مثال واقع در
خارج نداريم بلكه مثالش فرضى است لذا جاى اين سئوال هست كه امر غير واقع و
فرضى چ ه ثمره و نتيجهاى دارد؟.
در جواب مرحوم مصنّف ميفرمايند:
از اين مثال فرضى در بسيارى از موارد و مسائل استفاده مىكنند از جمله
حضرات متكلّمين و حكماء در مسئله بساطت حقتعالى و نفى اجزاء از حضرتش
باين تقرير:
خداوند تعالى بسيط است زيرا اگر مركّب از اجزاء باشد يا اين اجزاء ممكن
هستند و يا واجب در صورت اول لازم مىآيد واجب ممكن باشد و اين خلاف فرض
است زيرا مركّب از ممكن قطعا ممكن است و در صورت دوّم يا بين اجزاء علاقه
لزوميّه اقتضائيّه هست همچنانكه بين جنس و فصل است زيرا فصل علّت محصّله
جنس مىباشد يا چ نين نيست بلكه مجرّد تقارن و مصاحبت بين آنها است.
در صورت اوّل لازم مىآيد آن جزئيكه معلول است واجب نباشد و اين
خلاف فرض است چ نان چ ه صورت دوّم نيز چ نين است زيرا مستلزم نفى تركيب
مىباشد، چ ه آنكه تحقّق مركّب معلول اجزائى است كه بين آنها علاقه لزوميّه باشد
و مجرّد تقارن و تصاحب كافى در حصول مركّب نيست.