فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٦٩ - اضافه اشراقيه
٢- نسبت هر طرف بطرف ديگر از حيث قوّه و فعل بايد مساوى باشد به
اين معنا اگر نسبت يكطرف بطرف ديگر بالفعل بود نسبت طرف ديگر نيز بايد
همينطور باشد و اگر نسبت يكطرف بالقوّه باشد نسبت طرف ديگر نيز بايد همچنين
باشد.
٣- مرحوم خواجه طوسى در اساس مىفرمايد:
موضوع مضاف و آن ماهيّت كه مضاف مقول باشد بقياس با او با هم مع
باشند يا در خارج چ ون پ در و پ سر يا در ذهن چ ون عالم و معلوم و متقدّم و متأخّر و در
هر يكى از اين دو متضايف اضافتى باشد يا هر دو از يك نوع مانند برادرى چ ه هر دو
را برادر يكديگر گ ويند و همچنين دوستى و برابرى و مساوات و مشابهت و تضادّ و
غير آن و آن را اضافه متكرّره خوانند و يا در هر يكى اضافه از نوعى ديگر باشد چ ون
پ درى و پ سرى و علّت و معلول و عالم و معلوم و قوى و مقوى عليه و مانند آن و آنرا
اضافه غير متكرّره خوانند انتهى.
٤- و از خواصّ اينمقوله آنكه بر تمام اشياء و موجودات عارض شود حتّى
بر واجب حقتعالى زيرا هر شيئ لا اقلّ نسبت بشيئ ديگر يا مماثل آنست و يا
مخالف يا علّت آنست و يا معلول براى آن و تمام اين مفاهيم از امور نسبيّه و اضافيّه
است.
و امّا عروض اين مقوله بر واجب: زيرا صفاتى در حضرتش هست از قبيل
خالقيّت، مبدئيّت، رازقيّت و امثال آن كه تمام از همين مقوله هستند البتّه مقصود از
عروض آنها بر حقتعالى عنوان آنها است نه آنكه حقيقيت آنها عارض و ذات اقدسش
معروض باشد و بعبارت ديگر آنها مضاف و حقتعالى مضاف اليه باشد بلكه اضافه
حضرتش به اين صفات از قبيل اضافه اشراقيّه است نه مقولى.
اضافه اشراقيّه
اضافه اشراقيّه: آنست كه اضافه يكطرفه است و مضاف اليه نفس اضافه
است چ نان چ ه گ وئيم علم خدا به اشياء بنحو اضافه اشراقى است يعنى علم او عين