فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥١١ - توضيح دليل دوم قائلين به خارجى بودن جهات
بطلان استدلال مذكور
وجه بطلان اين استدلال آنستكه:
اوّلا: به عمى و لا عمى نقض مىكنيم.
ثانيا: در حلّ آن مىگوئيم:
معناى ارتفاع نقيضين در مفردات صادق نبودن آندو بر چ يزى مىباشد باين
معنا كه وجوب و لا وجوب بر هيچ شيئى صادق نيست نه آنكه فى حدّ نفسه هر دو
عدمى باشند.
شرح فارسى:
توضيح دليل دوّم قائلين به خارجى بودن جهات
اگر جهات از امور عدميّه باشند ارتفاع نقيضين پ يش مىآيد زيرا معناى
عدمى بودن وجوب و امكان مرتفع بودنشان در خارج است حال نقيض ايندو كه
لا وجوب و لا امكان است نيز عدمى ميباشد يعنى ايندو نيز در خارج مرتفع هستند
پ س محذور ارتفاع نقيضين لازم آمد.
جواب مصنّف (ره)
از اين برهان دو جواب دادهاند: جواب نقضى و حلّى.
امّا نقضى: ميفرمايد عمى مسلّما امر عدمى است زيرا معنايش عدم البصر
است و نقيض آن كه لا عمى است همچنين عدمى است پ س در اينجا بايد ارتفاع
نقيضين پ يش بيآيد و حال آنكه خصم هم بعدمى بودن ايندو قائل است و هم
متناقض بودن آنها را تصديق دارد.
و امّا جواب حلّى: تناقض يا در مفردات است يا در قضايا.
دو قضيّه زمانى با هم متناقض هستند كه از صدق يكى از آندو ذاتا كذب
ديگرى لازم بيايد مانند دو قضيّه: