فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣٩ - جواب از مقاله قائلين باتفاق
لذا مرحوم مصنّف در اينجا بعد از جواب از سائر افعال اينك بجواب از اين فعل
مىپردازد و مىفرمايد اساسا فعل اتّفاقى در عالم وجود تحقّق ندارد تا به آن مطلبى
نقض يا اثبات شود زيرا تمام حوادث و موجودات در اين عالم معلول علل و اسبابى
هستند كه بعد از وجود آنها بلادرنگ معاليل نيز محقّق مىگردند و منشاء تصوّر اتّفاق
گ ويا غفلت از علل و اسباب است و اين قائل التفات نكرده كه تمام موجودات در
سلسله علّت معلول به علّتى منتهى شده و منشئ عالم و خالق تمام و منتهى اليه همه ذات
اقدس حقتعالى است.
سپس وجه ديگرى براى انتخاب اين قول ذكر كرده و مىفرمايد:
شايد اين قائل ديده گ اهى امورى بحسب اتّفاق در خارج واقع مىشود كه
غير از صدقه و اتّفاق عنوان ديگرى بر آنها منطبق نمىشود لذا اين امور باعث گ رايش
وى به اين رأى شده مثلا چ ه بسا حفّار بدون قصد و علم در حين حفر چ اه به گ نجى
برمىخورد كه غايت حفر اين امر نبود و اسم اين را غير از اتّفاق چ يز ديگرى
نمىتوان نهاد.
ولى در دفع اين شبهه بايد گ فت بمقتضاى قضيّه مسلّمه « الشّيئ ما لم
يتشخّص لم يوجد» هرگز چ نين نيست زيرا همانطوريكه اهل فنّ در امكان مىگويند
ذهن هر ماهيّت ممكنى را تحليل به ذاتى و وجودى مىنمايد كه ذات مضاف اليه و
وجود مضاف به آن است و اين تحليل به اعتبار ماهيّت ممكنات است و امّا باعتبار و
لحاظ وجود، تمام ممكنات محفوف به دو ضرورت و دو ايجاب هستند (ايجاب
سابق يعنى علّت محدثه و ايجاب لا حق يعنى علّت مبقيه) در اتّفاق نيز بايد گ فت
پ يدا شدن گ نج در حين حفر باعتبار وجود مستند به علّت است اگرچه نسبت بنوع
حفر نيز ملاحظه شود زيرا مراد وجود نوع است كه همان حفر شخصى است و قطعا
قبل از پ يدا شدن آن علّتى محقّق شده تا منجر به حصول آن گ شته است بلى نسبت
بكسى كه بتاتا علم بحصول گ نج ندارد اگرچه فعلش ذاتا بصورت قضيّه دائمه مغيّا
به اين غايت نيست ولى مىتوان آن را بالعرض منتهى به آن دانست لذا سلب علّيّت
از فعل بطور مطلق صحيح نيست اگرچه علّيّت ذاتى را مىتوان نفى نمود و در نتيجه
نوع حفر به اين غايت بالعرض مغيّا مىشود.