فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٠١ - كلام محقق لاهيجى عليه الرحمه
انّ الواجب ما يلزم من فرض عدمه محال و للممكن ما لا يلزم من فرض
وجوده و عدمه محال و الممتنع ما ليس بممكن او ما يجب ان لا يكون و غير
ذلك فهى، ذات تأسّ فيه، اى صاحبة اقتداء فى الغناء عن التّحديد،
بالوجود.
ترجمه: وجود بطور مطلق در اذهان داراى جهاتى مىباشد.
اين عبارت اشاره است باينكه در خارج به جهات مواد اطلاق شده و در
اذهان بنام جهات خوانده ميشوند.
و اين جهات عبارتند از:
وجوب (اينكلمه را بايد بجرّ خواند تا بدل از جهات باشد نه با رفع و بدين
ترتيب دو حرف روى در بيت از نظر اعراب با هم موافق مىشوند).
و امتناع يا امكان.
و بايد توجّه داشت كلمه « او » در متن براى افاده تنويع است.
اينجهات از تعريف و تحديد مستغنى هستند زيرا معانى آنها در نفس
بارتسام اوّلى مرتسم مىباشند.
بنابراين كسانيكه درصدد تعريف اين جهات برآمده و خواستهاند آنها را
تعريف حقيقى نموده نه لفظى غير از تعريف دورى چ يز ديگرى نياورده و بيان
نكردهاند مثلا گ فتهاند:
واجب آنستكه از فرض عدمش محال لازم بيايد.
و ممكن آنستكه از فرض وجود و عدمش محال لازم نيايد.
و ممتنع آنستكه ممكن نباشد يا چ يزى است كه واجب است كون و وجود
نداشته باشد.
و غير اين از تعريفات ديگر.
پ س بايد بگوئيم:
اينجهات در غنى بودن از تحديد و تعريف به وجود اقتداء و تأسّى كردهاند.