فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٣٤ - جواب اين گفتار
شرح فارسى:
توضيح اهل فنّ و ارباب اصطلاح ملاحظات و اعتباراتى را در ماهيّت بلكه وجود
ذكر نمودهاند كه مرحوم مصنّف به تبعيّت از ايشان بحث از آنها را در اينجا ايراد
فرموده است ايشان گ فتهاند هر ماهيّتى از يكدام از سه لحاظ زير خالى نيست:
١- مخلوطه كه بآن ماهيّت بشرط شيىء گ ويند مانند ماهيّت ممكن
بشرط وجود.
٢- مطلقه كه از آن باسم ماهيّت لا بشرط نام مىبرند مانند ماهيّت
ممكن نه بشرط وجود و نه بشرط عدم و يا مانند لحاظ كلّيّه اجناس بدون لحاظ
فصلى از فصول.
٣- مجرّده كه از آن بماهيّت بشرط لا تعبير مىنمايند و براى اين قسم دو
معنا ذكر نمودهاند:
اوّل: آنكه ماهيّتى را ملاحظه كنيم بشرط قطع نظر كردن از جميع اغيار و
ماسوايش حتّى وجود را نيز از آن مسلوب و منهاض نمائيم كه ماهيّت شرط لا باين
معنا در مباحث ماهيّت در مقابل لا بشرط و بشرط شيىء استعمال مىشود و بديهى
است كه اين قسم از ماهيّت بلحاظ تجرّدش از وجود مطلق نه در ذهن تحقّق دارد و
نه در خارج.
اشكال
ماهيّت بشرط لا به معنائى كه ذكر شد از اعتبارات ذهنى است زيرا براى
ماهيّتى كه مجرّد از غير خود باشد ظرفى غير از ذهن نيست و اساسا اگر اين
ماهيّت در ذهن نباشد اعتبار و لحاظش غير ممكن است پ س چ طور مىتوان آنرا از
مطلق وجود حتّى از وجود ذهنى منهاض و مجرّد دانست؟
جواب اين گفتار
اين سئوال و اشكال مشابه تشكيك و شبههاى است كه در معدوم مطلق