فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥١ - وجود بالعرض در كلى طبيعى
بهره و حظّى از آن نداشته و لكن اتّحاد آن با وجود در خارج موجب خفاء اين معنا
شده و به توهّم اذهان غير دقيقه و انظار غير حديده اينطور مىآيد كه وصف عارض
بر ماهيّت است غافل از اينكه وجود واسطه در عروض آن است پ س معلوم شد مراد
ايشان از نظر دقيق برهانى تأمّل در ادّله اصالت وجود و اعتباريّت ماهيّت است.
قوله: بل باعانة من الذّوق العرفانى: كلمه بل يا به معناى اضراب است و يا
بمعناى ترقّى مىباشد و در هر صورت مراد اينست كه صرف نظر دقيق برهانى در تشخيص
اين امر و عارض بودن وجود بر ماهيّت كافى و وافى نيست زيرا ادلّه اصالت وجود
و اعتباريّت ماهيّت نفى وجود ماهيّت را نمىكند فقط اصالت تحقّق آنرا سلب
مىنمايد پ س در سلب تحقّق و وجود از ماهيّت محتاج بامرى هستيم فوق نظر دقيق
برهانى و آن غير از ذوق سليم عرفانى و تأييد سبحانى چ يز ديگرى نيست و
همين ذوق ايجاب نموده كه اهل عرفان بگويند ماهيّت بلحاظ ذاتش رائحه وجود
را بتاتا استشمام ننموده بلكه در لون تيره بطلان منغمر بوده و سرابى بيش نيست و
تنها جهّال آنرا موجود و منشاء تراوش آثار مىبينند.
قوله: لانّ فناء الماهيّة فى الوجود اشدّ من فناء الجنس الخ: وجه اشدّيّت آنست
كه ماهيّت در تحقّقش محتاج بوجود است و چ نان چ ه گ فتهاند وجود همان تحقّق
ماهيّت است ولى جنس در تحصّل محتاج بوجود نيست بلكه محتاج بفصل است.
متن: « ١٨٣، ١٨٢ »
|
ذو الكون ذات ماله الكلّيّة |
ذهنا فحسب و هى الماهيّة |
|
|
ان جزء فرد تصغه التّعمّل |
يعنى و الّالزم التّسلسل |