فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٢٢ - احكام مقوله كم
از انواع كم متّصل بر بعض ديگر عارض مىشوند همچون خطّ بر سطح و سطح بر
جسم.
عدم تضادّ در كم منفصل: زيرا بعضى از انواع اين قسم از كم مقوّم بعض
ديگر هستند همچون آحاد عشره كه مقوّم عدد ١٠ مىباشند و بديهى است عروض
( در كم متّصل) و تقوّم (در كم منفصل) منافات با تحقّق ضدّيّت دارند.
دليل دوّم
در تحقّق ضدّيّت شرط است متضادّين نسبت بموضوع واحد سنجيده شوند و
بديهى است در كم اين معنا قابل رعايت نيست:
امّا در كم متّصل: خطّ عارض بر سطح و سطح موضوع آن است و نيز سطح بر
جسم تعليمى و جسم تعليمى موضوع سطح است و جسم تعليمى بر جسم طبيعى و
جسم طبيعى موضوع تعليمى است و چ نان چ ه ملاحظه مىشود هر كدام بر موضوعى غير
از موضوع ديگرى عارض مىشوند و با اين وصف چگ ونه تضادّ بين آنها باشد.
امّا در كم منفصل: بديهى است موضوع عدد ٢ با موضوع عدد ٣ متغاير و
مختلف است و همچنين سائر اعداد پ س قابليّت اتّصاف بتضادّ در اعداد نيست.
و امّا عدم تحقّق تضادّ بين جواهر: جهتش اين است كه در تعريف ضدّان
گ فتهاند:
ضدّان دو امر وجودى هستند كه در موضوع واحد جمع نشوند و بديهى است
اين تعريف آبى از جواهر است چ ه آنكه جوهر بدون موضوع محقّق شود و قهرا اين
تعريف برموجوداتى صادق شود كه تقوّمشان بموضوع و تحصّلشان بمحلّ باشد
همچون اعراض.
٢- افراد كمّ متصل را نوعا بلكه دائما بصورت مقادير تعليميّه ملاحظه
مىكنند و مقصود از مقادير تعليميّه آن است كه وقتى ملاحظه مىشوند شخص لا حظ
التفاتى بتقارن آنها با مواد و عوارض مواد نداشته باشد البتّه ناگفته نماند مراد لحاظ
عدم تقارن نيست تا از قبيل ماهيّت بشرط لا باشند بلكه منظور عدم لحاظ است
بنابراين مقادير تعليميّه نسبت بمواد و عوارض مواد همچون رنگ و غير آن ماهيّات لا