فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٢ - نحوه فاعليت حقتعالى
شرح فارسى:
توضيح
قبلا گ فتيم كه مشّائين حضرتش را نسبت بموجودات فاعل بالعنايه مىدانند
اينك مىگوئيم ايشان معتقدند كه حقتعالى نسبت به صور مرتسمهاى كه در صقع
ربوبى عارض بر ذات مقدّسش مىباشند فاعل بالرّضا است زيرا فاعل بالرّضاء آنستكه
فعل نفس علم باشد بدون وساطت داعى زائد و مجمل اعتقاد ايشان اين مىشود:
كه ايشان حقتعالى را نسبت بموجودات فاعل بالعناية مىدانند زيرا معتقدند
موجودات معلوم حضرتش هستند بواسطه صور مرتسمه بدون وساطت داعى زائد و
نسبت به نفس صور (علم) فاعل بالرّضا فرض كردهاند چ ون صور همان علم است و
علم حضرتش به آنها محتاج بوساطت صور ديگر نيست اشراقين اين تفصيل را
نپذيرفته و حقتعالى را نسبت به تمام اشياء فاعل بالرّضاء مىدانند زيرا ايشان قائل
بصور مرتسمه نبوده و تمام افعال حضرتش را موجودات خارجيه مىپندارند و بعروض
صور در ذات اقدسش قائل نبوده بلكه آنها را جواهر مجرده قائم بذات دانسته و از آنها
بمثل تعبير مىكنند.
و بعضى از متكلّمين همچون معتزلى قائلند به اينكه حقتعالى نسبت
بافعالش فاعل با قصد است قهرا مجبور شدهاند در صدور افعال از حضرتش قائل
بداعى زائد در ذات شوند.
قوله: اعنى الصّور عينه: يعنى عين الفعل.
قوله: اذ الكلّ عنده هذه: مقصود از « كلّ » كلّ موجودات بوده و ضمير در
« عنده » به اشراقيّين راجع است و مشار اليه « هذه » موجودات خارجيه مىباشد.
قوله: او لكلّ منها و من الصّور: يعنى تنوين در كلمه « لكلّ » كه در متن واقع
شده تنوين عوض از مضاف اليه است و تقدير مضاف اليه به دو نحو ممكن است:
١- آنكه تقدير لكلّ فعل من الموجودات الخارجيّة باشد زيرا تمام ما سوى و
كافّه موجودات، موجودات خارجيّه هستند.
٢- آنكه تقدير لكلّ من الموجودات الخارجيّه و من الصّور العلميّة باشد.
قوله: المثل النّوريّة: كلمه (مثل) بضمّ ميم و ثاء در اصطلاح حكماء
عبارتست از وجود عقلانى كه نمونه وجود طبيعى بلكه اصل آنست و تمام موجودات