فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٩٧ - مقاله محقق داماد(ره) در قبسات
چ نان چ ه مىگوئيم هر انسانى به تنهائى با يك گ رده نان سير مىشود در اينجا
نمىتوانيم بگوئيم پ س تمام آنها نيز با يك گ رده نان سير مىگردند.
قوله: من غير امتراء: امتراء مصدر است از باب افتعال و ثلاثى مجرّد آن
ناقص يائى يعنى مرية بمعناى شكّ و ترديد است.
شرح عربى: و من دليل الوسط و الطّرف، و هو الّذى قرّره الشّيخ فى الهيّات
الشّفاء.
محصوله: انّ كلّما هو معلول و علّة معا فهو وسط بين طرفين بالضّرورة
فلو تسلسلت العلل الى غير النّهاية لكانت السّلسلة الغير المتناهية ايضا
علّة و معلولا.
امّا انّها علّة: فلانّها علّة للمعلول الأخير.
و امّا انّها معلولة: فلأحتياجها الى الآحاد و قد ثبت انّ كلّما هو معلول
و علّة فهو وسط فيكون السّلسلة الغير المتناهية وسطا بلا طرف و هو
محال، فلا بدّ ان ينتهى الى علّة محضة.
ترجمه: و از جمله اين ادّله، دليل وسط و طرف مىباشد و آن را شيخ در الهيّات شفاء
آورده و خلاصهاش آنست كه:
آنچه هم علّت و هم معلول بوده پ س بالضّروره وسط بين دو طرف واقع شده
حال اگر تسلسل علل به غير نهايه جايز باشد لازم مىآيد سلسله بحسب علّت و معلول
غير متناهى باشد.
امّا بحسب علّت بخاطر آنكه سلسله مزبور علّت هستند براى معلول اخير.
و امّا از نظر معلول بخاطر آنكه سلسله مفروض محتاج به آحاد از اجزاء خود
مىباشد.
و اين مطلب ثابت است كه هر شيئى كه هم علّت بوده و هم معلول قطعا
وسط قرار گ رفته است پ س سلسله غير متناهيه بايد وسط بوده بدون اينكه طرف داشته
باشد و اين معنا محال و غير ممكنست پ س بايد منتهى به علّتى شود كه صرفا علّت
بوده بدون اينكه معلول شيئ ديگرى باشد.