فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٢٢ - فصل دفع شبهات از غايت
فنفس ما اليه الحركة غاية للشّوقيّة ايضا.
و ربّما غايتها لا تتّحد، بغاية الشّوقيّة كما اذا تصوّرت مكانا و تحرّكت
نحوه لتلقى فيه صديقا.
ترجمه: پ س غايت قوّه محرّكه كه عامل و مباشر تحريك است اولى يعنى ما اليه
الحركة مىباشد و بسا همين معنا يعنى ما اليه الحركة براى قوّه شوقيّه غايت قرار داده
مىشود پ س غايت قوّه عامله و قوّه شوقيّه متّحد مىگردد مثل اينكه بجهت انزجار و
بدحال شدن از حيّزى به مكان ديگر انتقال حاصل مىشود كه قبل از انتقال بموضع
دوّم صورت موضع و مكان دوّم تخيّل و تصوّر مىگردد و بطرفش اشتياق حاصل
مىشود و بعد از آن حركت بطرفش حادث شده و حركت مزبور بآن مكان منتهى
مىگردد، پ س در اينجا ما اليه الحركة غايت است براى قوّه شوقيّه.
و بسا غايت قوّه عامله با غايت قوّه شوقيّه متّحد مىشود مثل اينكه مكانى ار
ابتداء تصوّر مىكنى و بطرفش حركت كرده تا دوستت را كه در آنجا است ملاقات
نمائى.
شرح فارسى:
توضيح
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٢ ؛ ص٩٢٢
مقدّمه سوّم
غايت قوّه عامله كه مبدء اقرب است هميشه بمعناى ما اليه الحركة است و
هيچگاه غايت بمعناى ما لاجله الحركة براى آن نيست.
ولى قوّه شوقيّه كه مبدء بعيد است گ اهى غايتش همان ما اليه الحركة است
و زمانى ما لاجله الحركة است در صورت اوّل غايت مبدئين « اقرب و بعيد» با هم
متّحد مىشود و در صورت ثانى متّحد نيستند.
مثال اوّل مانند انصراف از مكانى بخاطر انزجار از آن و به موضع ديگر رفتن
كه موضع دوّم هم غايت است براى قوّه عامله است و هم شوقيّه و در عين حال بمعناى
ما اليه الحركة است و مثال دوّم همچون انتقال از مكان اوّل به مكان دوّم بداعى
ملاقات دوست كه در اين مثال موضع دوّم غايت قوّه عامله است و بمعناى ما اليه