فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠٧ - قدرت و رأى اشاعره و معتزله
زمان باقى نيستند و حال آنكه اين كلام امر مسلّم و قطعى نيست بكله همان انزاع
مشهور است كه امثال و اكوان باقى هستند ببقاء اوّل يا متجدّد و متبدّل مىشوند.
جماعت كثيرى از ارباب معقول قائل ببقاء بوده و تجدّد را منكرند لذا امر
اختلافى و غير مسلّمى را نبايد مبناى استدلال قرار داد.
ادلّه معتزله
ايشان نيز بوجوهى متمسّك شدهاند كه مرحوم مصنّف به دو تا از آنها اشاره
فرموده:
١- اجماعى است كه كفّار و عصاة بتكاليفى مكلّفند حال قبل از صدور
فعل اگر قادر نباشند تكليف لغو بلكه غير معقول است.
٢- اگر قدرت قبل از فعل نبوده و لازم باشد كه با آن مقارن گ ردد يكى از
دو محذور ذيل لازم مىآيد:
يا قدم عالم و يا حدوث قدرت حقتعالى و هر دو باطل است.
و تقرير اين دو محذور اينست:
در صورت ازلى بودن قدرت كما هو الحقّ زيرا قدرت عين ذات اقدس بارى
است اگر بنا باشد افعالش مقارن با قدرتش باشند بدون سبق لازمهاش قدم عالم و
موجودات امكانى است.
و بلحاظ حدوث عالم اگر بخواهيم آنها را با قدرتش مقرون و مصاحب
بدانيم پ س قدرت نيز بايد حادث باشد و چ نان چ ه گ فته شد هر دو امر باطل و غير
معقول است و غير از اين دو دليل ادلّهاى ديگر نيز دارند كه مرحوم شيخ الرّئيس در
شفا ببعضى از آنها اشاره نموده از جمله دليلى است كه مرحوم مصنّف آنرا در حاشيه
از شيخ حكايت نموده است و آن اينست:
شخص قائم قبل از قيام مسلّما قادر بر آن است چ نان چ ه شخصى كه
چ شمانش سالم است قبل از باز كردن و بجائى دوختن قدرت بر اينفعل را دارد و
حال آنكه بعقيده اشعرى بايد سلب قدرت كنيم و اين ضرورى البطلان است.