فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢٨ - فصل تعريف و تقسيم قدم و حدوث
همچنانكه متحيّز در مكان را با فى بمكان اضافه مىدهيم مانند: زيد فى المسجد.
ثانيا: مظروف از امور ممتده تدريجى الحصول و مركّب از اجزاء باشد
بطورى كه هر جزئى از آن در يك جزئى از زمان واقع شود و بعد از وقوع تمام
اجزاء مشاهده مىكنيم كه اوّل جزء زمان با اوّل جزء مظروف و آخر جزء از آن با
آخر جزء آن منطبق شده است و مثال آنرا بحركات قطعيّه زدهاند و منظور از حركت
قطعيّه آنست كه تمامش در تمام زمان و بعضش در بعض زمان قرار گ يرد نظير
حركت عقربه ساعت از عدد (١) تا (١٢) كه در اوّل روز بهار يا پ ائيز اوّل جزء
حركت با اوّل روز يعنى طلوع آفتاب و آخر جزء آن با آخر جزء روز يعنى غروب
آفتاب منطبق مىشود چ نان چ ه نصف آن در نصف روز و ثلث آن در ثلث واقع
مىشود.
البتّه به بعضى از حكماء همچون شيخ الرّئيس نسبت دادهاند كه ايشان
حركت قطعيّه را در خارج منكرند و فقط قائل بوجود ذهنى آن است ولى اين نسبت
با واقع مطابق نيست زيرا منظور ايشان اينستكه حركت قطعيّه در خارج وجود قار و
ثابتى ندارد.
٢- نفس زمان ظرف باشد ولى لا على وجه الانطباق چ ون حركات توسّطيّه
و مراد از آن اينست كه جسم بطورى بين مبدء و منتهاء واقع شود كه در دو آن در
يك جزء نباشد بلكه در هر آنى در جزئى غير از جزء ديگر باشد مثل حركت مسافر
از مبدء تا مقصد بشرطى كه در مكانى آنى توقّف نكند پ س اگر مجموع اين
مسافت را در عرض ده ساعت طىّ كند معلوم نيست نصف را در پ نج ساعت
بپيمايد چ ه آنكه حركت شخص بلحاظ قوّت و ضعف اعضاء و چ ابكى و خستگى
عضلات در تمام آنات و ازمان يكسان نيست لذا باين قسم از حركت،
حركت قطعيّه نگويند.
٣- طرف زمان و آخر جزئش ظرف باشد مانند آخرين لحظه روز نسبت
بحركت شمس كه غروب است يا آخرين لحظه وصول مسافر بمقصد كه ديگر بآن
زمان حركت نگويند بلكه طرف زمان است نسبت بحركت.