فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٦ - كيفيت تركيب بين ماده و صورت
تركيب انضمامى آنستكه شيئى را به شيىء ديگر ضميمه نموده و براى هر
يك از آندو ذات عليحدّهاى در مركّبى كه از آندو حاصل شده وجود داشته باشد لذا
در مركّب مزبور بالفعل كثرت مىباشد مانند تركيب اطاق از دربها و چ وبها و
خشتها يا تركيب بخار از اجزاء مائيّه و هوائيّه.
تركيب اتّحادى آن است كه شيئى عين شيىء ديگر شده و با آن متّحد گ ردد
و براى هر دو در مركّبى كه از آندو حاصل شده يك ذات باشد لذا ذات هر يك عين
ديگرى و نيز عين مركّب از آندو مىباشد مثل اينكه « زيد » كاتب باشد كه در خارج
زيد و كاتب يك ذات بيشتر ندارند.
و معناى تركيب آنستكه عقل شيىء واحد را به دو قسم مىكند چ ه آنكه
يكى از آن دو جزء بسا يافت شده در حاليكه عين ديگرى نيست و پ س از چ نين
وجودى بعدا با ديگرى متّحد مىگردد يا مىتوان گ فت حكم به تركيب و دوئيّت
باين لحاظ است كه ايندو گ اهى امر واحد بوده و سپس امر واحد مزبور باعتبار اينكه
عين يكى از آندو است معدوم شده و بملاحظه آنكه عين ديگرى است باقى مىباشد
همچون جسم و نامى كه هر دو امر واحدى همچون شجر مىگردند منتهى بعد از آنكه
درخت بريده شد از حيث اينكه عين نامى است معدوم شده و بلحاظ آنكه عين جسم
است باقى مىباشد.
و تركيب جسم از هيولا و صورت از همين قبيل مىباشد.
قوله: ينظر فى الحكم الخ: ضمير فاعلى در « ينظر » به سيّد سند راجع است.
قوله: فالعذر من هذا الخ: يعنى جواب و عذرى كه سيّد در اين حكم دارد
آنستكه ...
قوله: انّه بالنّظر الخ: ضمير در « انّه » به حكم به تعداد برمىگردد.
متن: « ٢٠٧، ٢٠٦ »
|
اذ صورة بعد العراء باقية |
و كان قبلها الهيولى الثّانية |
|
|
لكن قول الحكماء العظام |
من قبله التّركيب الانضمامى |