فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٤ - فصل تعريف و تقسيم قدم و حدوث
وجود عالم ملكوت است و چ ون فقدان عالم ملك در ذهن راسم عدم دهرى است
نسبت به عالم دهر پ س مىتوان از عالم ملك بحادث دهرى تعبير كرد يعنى
بگوئيم وجود اين عالم مسبوق است بعدم زمانى فكّى واقع در عالم دهر.
قوله: لانّه مسبوق الوجود بوجود الملكوت: ضمير در « لانّه » به عالم ملك راجع
است.
قوله: الّذى وعائه الدّهر: ضمير در « وعائه » به ملكوت برمىگردد.
قوله: سبقا دهريّا: كلمه « سبقا قيد است براى « مسبوق الوجود بوجود
الملكوت».
قوله: فكما انّ كلّ حدّ من هذه السّلسلة الخ: يعنى همانطورى كه در
موجودات زمانى مىگوئيم وجود هر كدام راسم عدم ديگرى است همچون زيد كه
وجودش راسم عدم عمرو است و بالعكس عمرو فاقد وجود زيد است عينا هر
مرتبهاى از سلسله طوليّه راسم عدم مرتبه قبل از خود است و اين عدم همانطورى كه
در سلسله طوليّه واقعى است در مراتب عرضيّه نيز اينچنين است و دليل بر واقعيّت
عدم اينست كه چ نان چ ه در مقدّمه سوّم گ فته شد عدم در تمام احكام تابع وجود
است و وقتى وجود را در مراتب طوليّه و عرضيّه واقعى دانستيم عدم را نيز در اين
مراتب بايد واقعى بدانيم.
قوله: و كلّ قطعة من زمانها: يعنى زمان اين سلسله عرضيّه.
قوله: لآخر منها: ضمير در « منها » به اين سلسله عرضيّه راجع است يعنى
كلّ حدّ من هذه السّلسلة عدم او راسم عدم لحدّ آخر من هذه السّلسلة.
قوله: و اخرى منه: ضمير در « منه » به زمان عود مىكند يعنى و كلّ قطعة من
زمان هذه السّلسلة عدم او راسم عدم لقطعة اخرى من زمان هذه السّلسلة، بنابراين در
عبارت مصنّف كه فرموده:
فكما انّ كلّ حدّ من هذه السّلسلة تا آنجا كه آورده كذلك كلّ مرتبة، لفّ
و نشر مرتّب بكار رفته است يعنى عدم او راسم عدم لآخر منها نشر است براى
« كلّ حدّ من هذه السّلسلة العرضيّة» و عدم او راسم عدم لاخرى منه نشر است براى