فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠٢ - قدرت و تعريف آن
فاعلهائيكه از مواد بطور كلّى مفارق هستند جملگى جنود و لشگريان مبدء المبادى
يعنى حقتعالى مىباشند.
پ س از آن ميفرمايد:
و چ ون صحّت صدور و لا صدور را كه همان عبارة اخراى قدرت حيوان است
ذكر نموديم اينك اراده كرديم كه آنچه در مطلق قدرت معتبر است بطوريكه شامل
قدرت واجب بالذّات (يعنى واجب الوجود من جميع الجهات) بشود را در اينجا ذكر
نمائيم لذا چ نين گ فتيم:
شرح فارسى:
توضيح
در صورتى كه مبدء مقوّم در محلّ مركّب از بسائط محقّق شود به آن صورت
نوعيّه گ ويند همچون صورت نوعيّه انسان در بدن زيد و اگر تقوّم و تحقّقش بمحلّ
باشد از آن بعرض تعبير مىكنند مانند: بياض كه تحقّقش لا جرم در ضمن موضوع و
محلّ مىبايست.
قوله: فالحرارة الخ: با توجّه بمعانى ثلاثه قوّه مىتوان حرارت را از مصاديق
معناى سوّم قرار داد زيرا حرارت مبدء گ رما در شيىء آخر مىشود چ نان چ ه حرارت
آتش آب را گ رم مىنمايد.
قوله: و لو بنحو التّعلّق: منظور نفوس فلكى استكه تقارنشان با موادّ بنحو تعلّق و
تدلّى است.
قوله: كلّيّة: يعنى مبادى كه از موادّ بطور كلّى منهاض هستند بطورى كه نه
ذاتا بآنها علقهاى دارند و نه در فعل و اثر.
متن: « ١٦٦ »
|
للقدرة انسب قوّة فعليّة |
ان قارنت بالعلم و المشيّة |