فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٩ - مقصود از حادث اسمى
مىشود و چ نان چ ه خود مىفرمايد اين لفظ از اصطلاحات خاصّه ايشان است.
مقصود از حادث اسمى
مراد مصنّف از اين لفظ آنست كه عالم (ما سوى اللّه) چ ه از قبيل اسماء و
مفاهيم باشد و چ ه از سنخ رسوم و ماهيّات تمام وجوداتى هستند كه بعد از تجلّى
ذات و بروز حقيقت وجوبى بر عالم امكان حادث شده و ذات بىچونش را معرّف
گ شتهاند و كافّه موجودات اعمّ از عقول و نفوس، صور و اجسام در اين نشئه مظهر
« المبدع » مىباشند چ نان چ ه بعد از رجوع بحضرتش و معادشان بنشئه ديگر علامت
و نشانه « القهّار » هستند.
و بلحاظ حدوث و مسبوقيّت آنها بعدم لفظ حادث و بمناط اين كه
موجوداتى هستند موصوف بعوارض لازمه و مفارقه كلمه اسمى را انتخاب نمودهاند
زيرا اسم در اصطلاح ارباب فنّ عبارتست از ذات موجوده مقرون بصفات و
عوارض.
قوله: اذ كان اللّه و لم يكن الخ: علّت است براى اطلاق كلمه حادث.
قوله: فحدث وجدّد من المرتبة الاحديّة الاسماء و الرّسوم:
بين اسم و رسم عموم و خصوص مطلق است يعنى اسم عامّ مطلق و رسم
خاصّ مطلق مىباشد زيرا طبق تفسير مرحوم مصنّف در حاشيه مراد از اسم مفهوم و
از رسم ماهيّت است و مفهوم عبارت است از عنوان و وصف منطبق بر چ يزى چ ه از
سنخ ماهيّت باشد همچون انسان كه در جواب (ما هو) حمل مىشود و يا از قبيل
آن نباشد مانند مفهوم علم، قدرت و حياة.
ولى ماهيّت خصوص كلّى طبيعى است كه در جواب سؤال بما هو حمل
مىگردد و از آن بماهيّت بمعناى اخصّ نام مىبرند.
و در شرح اين فقره از عبارت كتاب مرحوم محقّق آشتيانى بيانى دارند كه
ما بطور اجمال و اختصار نقل مىكنيم: