فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٠ - مقاله محقق آشتيانى
مقاله محقّق آشتيانى
شرح مقصود و مرام مصنّف از اين كلام متوقّف بر ذكر چ ند مقدّمه است:
اوّل: حقيقت حقتعالى از نظر حكماء عبارتست از وجود بشرط « لا » يعنى
بشرط طرد تمام اعدام و كافّه نقائص و از اين معنا بمرتبه احديّت ذاتيّه و وجود
بحث صرف يا ساذج و يا خالص تعبير مىكنند.
و از نظر عرفاء عبارتست از وجود « لا » بشرط مقسمى كه به مقام
غيب الغيوب و هويّت مغربيّه مصطلح است و گ فتهاند در اينمقام براى حقيقتش
جلّت عظمته نه اسمى است و نه رسمى، نه نعتى است و نه صفتى و گ اهى از آن
بصرف الوجود يا حقّ الوجود نيز نام مىبرند:
دوّم: وحدت و كثرت هر كدام بر دو قسم هستند:
حقيقيّه و غير حقيقيّه (اضافيّه)
مقصود از حقيقيّه وحدت يا كثرت لا بشرطى است كه در آن مقابله با
كثرت يا وحدت ملاحظه نشده است.
و منظور از اضافيّه آنست كه مقابله هر كدام در ديگرى لحاظ و اعتبار شده
و بعبارت ديگر مىتوان گ فت وحدت حقيقيّه يعنى عين واحد و اضافيّه يعنى نعت
و صفت واحد.
سوّم: حقيقت وجود حقتعالى داراى مراتب عرفانى است باين شرح:
مرتبه اوّلى: مرتبه غيب الغيوب است كه گ فتيم در اين مرتبه نه اسمى است
و نه رسمى و نه صفتى حتّى صفات ذاتيّه و بسيارى از عرفاء اين مرتبه را اصلا
جزء مراتب نياورده و گ فتهاند اطلاق مرتبه فرع بر تعيّن است و حال آنكه تعيّن و
تشخّص در اين مرتبه نيست بلكه بعضى ديگر پ ا فراختر گ ذارده و مراتب بعدى را
نيز همينگونه ديدهاند و از آنها به اعتبارات عرفانيّه تعبير نمودهاند.
مرتبه دوّم: بودن ذاتش براى ذاتش، يعنى ظهورش بواسطه احديّت ذاتيّه و
در اين مرتبه تعيّن وحدت اعتبار و لحاظ مىشود و از آن به تعيّن اوّل و اصل
تعيّنات تعبير مىكنند.