فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧٧ - فصل آراء در كيفيت تركيب اجزاء حدى
بعد از فراق از اختلافشان در ذهن آيا ماهيّت آنها در خارج متّحد بوده يا آنكه متعدّد
مىباشند اگر بخواهيم شقّ دوّم را بگوئيم لازمهاش اينست كه شيىء واحد خارجى
متكثّر و متعدّد باشد و نيز حمل بين اجزاء صورت نگيرد و اگر شقّ اوّل را ملتزم
شويم لازمهاش اينست كه تمام موجودات در خارج بسيط بوده و مركّب وجود نداشته
باشد فلذا اين دوران و ترديد علّت تحيّر عقول و افكار شده است.
قوله: و تذكير الفعل المسند الى ضمير المؤنّث المجازى كثير فى النّظم: اصل
جواز اختصاص بنظم ندارد بلكه در نثر نيز جايز است چ نان چ ه سيبويه نقل كرده كه
عبارت قال فلانّه صحيح است و امّا در نظم:
اينكه مرحوم مصنّف فرموده در نظم كثير است خلاف وجدان ميباشد زيرا
نوع اهل فنّ و ادباء تنها شعرى را كه بآن براى اينجهت استدلال مىكنند كلام عامر
طائى است كه ابن كيسان براى اثبات جواز بآن تمسّك كرده و آن اين بيت است:
|
فلا مزنة و دقت و دقّها |
و لا ارض ابقل ابقالها |