فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧٦ - فصل آراء در كيفيت تركيب اجزاء حدى
و بهر تقدير جزاء حدّى در ذهن بحسب ذوات و وجود قطعا و باتّفاق تمام
ارباب دانش با هم متغاير مىباشند ولى اختلاف در اينستكه در عالم خارج چگ ونه
هستند، آيا ماهيّت آنها با هم در اينعالم متّحد است يا متعدّد مىباشد سپس بنا بر
دوّم يعنى اينكه ماهيّتشان متعدّد باشد يا اجزاء از نظر وجود با هم اتّحاد داشته يا
وجودشان همچون ذات و ماهيّت آنها متعدّد است.
پ س از آن ميفرمايد:
اينكه در عبارت « فامّا اتّحد وجودا» كلمه « اتّحد » را با اينكه فاعلش ضمير
مؤنّث است كه باجزاء راجع است مذكّر آورديم و جهتش آنستكه:
مرجع اين ضمير مؤنّث مجازى است و فعلى كه بچنين ضميرى نسبت داده
مىشود و بطور كثير و زياد در اشعار ديده شده كه آنرا مذكّر مىآورند.
و نيز رفع دادن كلمه « وجودا » و تنوينش را تنوين عوض قرار دادن اگرچه
هر دو ممكنست ولى در عين حال كلام از سلاست و روان بود خارج مىشود.
شرح فارسى:
توضيح
مقصود از اجزاء حدّيّه، جنس و فصل يا احيانا عوارص است كه جاى فصل
نهاده مىشوند و وجه تسميه آنها باجزاء حدّى اينست كه در مقام تعريف و تحديد
ماهيّت جزء حدّ قرار مىگيرند نه محدود چ ه آنكه محدود در خارج بسيط و از نظر
تفصيل و تحليل عقلى مركّب است فلذا باين اجزاء، اجزاء تحليليّه نيز گ ويند.
قوله: و قد وصفه المحقّق الشّريف: محقّق شريف گ ويد مبحث اجزاء حدّيّه از
مباحثى است كه افكار در آن متحيّر و اذهان سرگردانند فلذا آراء متشتّته و اقوال
متكثرّه پ يدا شده است:
البتّه مخفى نيست كه از نظر وجود ذهنى اين اجزاء هيچ اختلاف و تحيّرى
نيست بلكه تمام متّفق هستند كه آنها در ذهن با هم تغاير داشته و تمايز جنس از
فصل در ظرف ذهن جزء مسائل بديهيّه است.
از نظر اهل فنّ نهايت اختلافى كه هست از نظر وجود خارجى آنهاست كه