فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٧ - فصل برخى از احكام وجوب غيرى
شرح فارسى:
توضيح
سابقا گ فته شد ممكن عبارتست از ماهيّتى كه با قطع نظر از علل و عوامل
خارجى و باعتبار محض ذات نه وجودش راجح باشد و نه عدمش و بعبارت ديگر هر
مفهومى كه عنوان « شيىء » بر آن صادق باشد چ ه وجود و چ ه عدم مادامى كه
بواسطه علّت بسرحدّ وجوب نرسد ثابت و مستقرّ نمىشود و چ نان چ ه حضرات
گ فتهاند:
الشّيئ ما لم يجب لم يوجد.
و معناى اين عبارت آن است كه مجرّد اولويّت هر كدام از وجود و عدم
كافى در استقرار و تحقّقشان نيست و اين معنا را كافّه حكماء و جمهور از متكلّمين
قائلند و در قبال ايشان قولى است منسوب به سيّد شريف كه اولويّت را كافى
دانسته و ايجاب بوجوب علّت را منكر شده است.
مرحوم مصنّف در دو بيتى كه گ ذشت كه رأى جمهور را تأييد و اختيار نموده و
تعريضا قول شريف را باطل مىنمايد.
اقسام اولويّت
اولويّت بتقسيم اوّلى بر دو قسم است:
١- اولويّت ذاتيّه.
٢- اولويّت غيريّه.
و هر كدام از اين دو بتقسيم ثانوى نيز بر دو قسم هستند:
١- كافيّه.
٢- غير كافيّه.
منظور از اولويّت ذاتيّه: آنست كه ذات شيىء منشاء براى اولويّت امرى
بشود و بعبارت واضحتر ذات علّت براى صفتى باشد.
چ نان چ ه مقصود از اولويّت غيريّه: آنست كه غير ذات علّت براى ثبوت
صفتى براى ذات باشد.