فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥٨ - فصل در بيان برخى از احكام اجزاء ماهيت
متّحد ذاتا مختلف اعتبارا.
فى الجسم تان، اى المادّة و الصّورة، خارجيّتان، و الجملة مبتداء و خبر و
لذا كانت الاجسام مركّبات خارجيّة و تان، فى اعراضه، اى اعراض
الجسم، عقليّتان فاقتف، فانّهما فيها نفس جنسها و فصلها مأخوذين
بشرط لا فى العقل و ليستا مادّة و صورة خارجيّتين و لذا كانت
الاعراض بسائط خارجيّة كما قلنا، اذ ما به الشّركة، اعنى جنسها، فى
الاعيان و ما به امتيازها.
اعنى فصلها، سيّان، اى متّحدان كما فى المركّبات الخارجيّة لانّهما تؤخذان
فيها مادّة و صورة خارجيتين لكلّ منهما وجود عليحدّة.
ترجمه:
فصل در بيان برخى از احكام اجزاء ماهيّت
جنس و فصل نسبت بيكديگر بطور لا بشرط بوده و بهمين اعتبار بر هم قابل
حمل مىباشند.
محتمل است كلمه « لا بشرط حملا» خبر بوده يا احتمالا صفت براى
« جنس و فصل» اخذ شده و خبر كلمه بعد از آن باشد و بهر تقدير همين جنس و
فصل در صورتيكه بنحو بشرط لا نسب بهم ملاحظه گ ردند بنام مادّه و صورت خوانده
ميشوند فلذا ديگر قابل حمل بر هم نيستند.
در اين بيت اشاره است باينكه هر كدام از ايندو (مادّه و صورت) با هر يك
از جنس و فصل ذاتا متّحد بوده فقط فرقشان اعتبارى است.
مادّه و صورت در اجسام خارجى مىباشند (يعنى اجزاء اجسام خارجى را
مادّه و صورت خوانند) فلذا اجسام را مركّبات خارجيّه ميخوانند و همين دو در اعراض
جسم اجزاء عقلى بحساب آمده و همان جنس و فصل بوده كه در عقل بطور بشرط
لا اخذ شده و مادّه و صورت خارجى نميباشند و لذا اعراض بسائط خارجيّه مىباشند
چ نان چ ه در بيت بعدى گ فتهايم: