فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٠٢ - فاعل بالتجلى بودن نفس
تجزيه و تركيب
بتوهّم: جارّ و مجرور، متعلّق به « فعلا » .
لسقطه: جارّ و مجرور، متعلّق به « توهّم » .
على جذع: جارّ و مجرور، متعلّق به استقرّ، حال است از فاعل « توهّم » .
عناية: تميز است از نسبت بين « سقوط » و « فعلا » .
سقوط فعلا: مبتداء و خبر و مىتوان فعل و نائب فاعل تقدير كرد كه بجهت
ضرورت شعرى مرفوع مقدّم شده است.
بالقصد: جارّ و مجرور، متعلّق به « حادث » و همچنين است « لعلم » .
كالمشى: مضاف و مضاف اليه، زيرا « كاف » بمعناى « مثل » و « اسم »
مىباشد.
مع ما عليها زيد: مضاف و « ماء » موصوله با صله و عائدش مضاف اليه.
من بواعث: بيان است براى « ماء » موصوله.
بالطّبع: جارّ و مجرور، متعلّق به فعل مقدّر كه بصيغه مجهول است.
كالصّحّة: مضاف و مضاف اليه، نائب فاعل فعل مقدّر است.
بالقسر: معطوف به « بالطّبع » و عاطفش محذوف است، متعلّق به « فعل »
مقدّر و « العلل » نائب فاعل همان محذوف است.
بالجبر: جارّ و مجرور، متعلّق به « حصل » ، معطوف به « بالقسر » بحذف
عاطف.
من خيّرة: تقدير من نفس خيّره است.
شرّ حصل: مبتداء و خبر.
ترجمه: اگر شخصى در حالى كه بر روى تير مرتفعى قرار گ رفته توهّم و تصوّر افتادن
را بنمايد چ ه بسا همين مقدار از علم سبب افتادن و سقوط وى مىشود و اين فعل
« افتادن » سبب صدق فاعل بالعنايت است بر آن شخص.
چ نان چ ه اگر فعل صادر از شخص بواسطه علمى باشد كه براى نفس حاصل
شده با اغراض و امور زائد بر نفس موجب اين است كه بنفس فاعل بالقصد گ ويند.