فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٠٠ - فاعل بالتجلى بودن نفس
چ نين فرضى بايد قوى كلّى باشد اينستكه اگر صور قوى در نفس باشند معنايش
اينستكه نفس بواسطه صور قوى را درك كرده و چ ون مدركات نفس كلّيّات
مىباشند لا جرم لازمه فرض مذكور اينستكه قوى يعنى مدرك نفس را بايد كلّى
بدانيم.
قوله: و هى فعلتها و استعملتها جزئيّة: ضمير « هى » و ضمائر فاعلى در
« فعلتها » و « استعملتها » به نفس برمىگردند و ضمير مفعولى ايندو به قوى راجع
مىباشند.
قوله: و امّا فى ذواتها: يعنى ذوات قوى.
قوله: فانتقاش صورها فيها استعمال: كلمه « انتقاش صورها» مبتداء و
« استعمال » خبر آنست و ضمير مجرورى در « صورها » و « فيها » هر دو به قوى عود
مىكنند.
قوله: لا بدّ من العلم به: ضمير در « به » به استعمال راجع بوده و اينجمله
صفت است براى « استعمال » و مقصود از « العلم به» علم قوى به ما به الاستعمال
مىباشد.
قوله: و ما به الاستعمال: مقصود از « ما به الاستعمال» صور صور صور قوى
مىباشد.
قوله: فننقل اليه الكلام: ضمير در « اليه » به « ما به الاستمال» كه صور صور
صور قوى است برمىگردد.
قوله: و ايضا كيف تكون عالمة بذواتها: ضمير در « تكون » و « ذواتها » به قوى
راجع مىباشند و حاصل آنكه ارتسام صور قوى در ذوات قوى مستلزم آنستكه قوى به
ذوات خود عالم باشند يعنى ذوات خود را ادراك كرده باشند چ ه آنكه علم
عبارتست از حصول صورت مدرك (بفتح راء) نزد مدرك (بكسر راء) در حاليكه
قواى مزبور جزئى و جسمانى بوده و نفس تجّسم آنها مانع از ادراك مىباشد لذا
بملاحظه جسمانى بودن ممكن نيست كه مدرك ذوات خود باشند.
قوله: و امّا فى آلات اخر: معطوف است بر « امّا فى ذواتها».
يعنى يا بايد حصول صور قوى در آلات ديگرى غير از نفس و نيز غير از ذوات
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٢ ؛ ص٩٠١