فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٨ - فاعل بالتجلى بودن نفس
باشد به اين تقرير اگر علم نفس بذاتش عين علم بصور و قوا است پ س بايد بهمين
علم نيز عالم بوده و تفاصيل صور و قوا از آن مخفى و پ نهان نباشد و حال آنكه چ نين
نيست زيرا نفس در تحصيل اين علم محتاج به مقدّمات و علوم بسيارى از قبيل علم
طبّ و تشريح و نظائر آن است بلكه بعد از فرا گ رفتن اين مقدّمات نيز بسيارى از
اسرار و دقائق و آثار قدرت الهى كه در اين قوا و صور نهاده است از نظر نفس مخفى
مىماند كه معلوم نيست بتواند به آنها اصلا عالم و محيط شود.
در جواب مىفرمايد شرط اينعلم با اين خصوصيّت اينستكه قوا و صور نزد
عقل حضور كامل و تامّ داشته باشند و اين حاصل نمىشود مگر بعد از رسيدن نفس
بحدّ كمال و نائل شدن بمقام عقل مستفادّ و مرتبه كمال جمعى كه در اين مرحله
تمام اشياء به واقعيّتها نزدش حاضر و به كنهها در حضورش حاصلند.
قوله: فطر امّا مبنىّ للفاعل او للمفعول: كلمه « فطر » بفتح فاء و سكون طاء
مصدر است بمعناى خلق كردن و لفظ « فطر » در متن مصنّف فعل ماضى است و در
قرائتش دو وجه ممكنست:
الف: آنكه بصيغه معلوم قرائت شود كه در اينفرض فاعلش نفس بوده و
« القوى » مفعولش و چ ون فاعل كلمه « يستعمل » نيز كلمه « نفس » مىباشد لا جرم
بين ايندو فعل تنازع واقع مىگردد از اينرو هر كدام را كه در آن عمل داديم ديگرى در
ضميرى كه بآن راجع است بايد عمل كند.
ب: آنكه بصيغه مجهول قرائت گ ردد كه در نائب فاعلش دو احتمال
است:
احتمال اوّل: آنكه « نفس » نائب فاعل آن باشد كه در اينفرض باز تنازع
بين آن و يستعمل واقع مىشود منتهى در اينجا فطر طالب نائب فاعل است و در
نفس چ نين عملى مىنمايد و كلمه « يستعمل » طالب فاعل و در آن عمل فعل معلوم
را مىنمايد.
احتمال دوّم: آنكه كلمه « القوى » نائب فاعل آن باشد و در اينصورت باز
تنازع بين دو فعل واقع مىشود باين نحو كه « فطر » طالب نائب فاعل بوده و يستعمل
طالب مفعول.