فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢٣ - نسبت بين ذات و حقيقت و ماهيت
الانسان من حيث هو ليس بكذا و كذا
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٢ ؛ ص٧٢٣
وجه لزوم تقديم سلب بر حيثيّت آنستكه:
در اينفرض سلب بخاطر تقديمش شامل عارض ماهيّت من حيث الذّات
شده و ديگر اختصاص به عارض آن من حيث الوجود پ يدا نمىكند.
بيان و شرح
ماهيّت نسبت به عوارض داراى دو حالت است:
١- متّصف نبودنش به آنها و نه بنقيض آنها در حاليكه ماهيّت را من
حيث هى ملاحظه نمائيم چ نان چ ه در عوارضى كه بر ماهيّت بشرط وجود نظير
كتابت و حركت و امثال ايندو امر چ نين است.
٢- آنكه ماهيّت را وقتى من حيث هى در نظر مىگيريم بآنها متّصف
مىباشد نظير عوارضى كه بر ماهيّت موجوده نه بشرط وجود عارض مىشوند
همچون وجود و وحدت و امكان و نظير اينها.
پ س ماهيّت بملاحظه در نظر گ رفتن عوارض وجود در مرتبهاى از نفس الامر
كه مرتبه ذات باشد از طرفين يعنى اتّصاف بعوارض و نقيض آنها خالى است و امّا
نسبت بعوارض خودش من حيث هى اگرچه خالى از يكى از دو طرف نيست ولى
حيثيّت نفس آن حيثيّت آن عارض نميباشد در نتيجه بايد گ فت:
تقديمى كه حضرات شرط كردهاند نسبت به عارض ماهيّت من حيث
هى هى است زيرا همانطوريكه گ فته شد خلوّ ماهيّت از عارض وجود در مقابلش
يعنى نقيض آن امر جايز و ممكنى مىباشد.
در نتيجه بايد گ فت:
وقتى بگوئى: الانسان من حيث هو ليس بموجود.
حيثيّت مزبور جزء موضوع است نه آنكه از تتمّه محمول بحساب آيد پ س
نفى به وجود خاصّ كه عين يا جزء ماهيّت باشد توجّه پ يدا نكرده بلكه به وجود