فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨٢ - بحث هفتم سبب احتياج ممكن به مؤثر
٢- عدم اضافى شرط باشد و مراد از آن عدم مضاف بحادث خاصّ است
مثلا بگوئيم شرط وجود زمين در زمان استقبال عدم وجود آنست در زمان ماضى.
اين احتمال نيز صحيح نيست چ ون مستلزم دور است زيرا در مقوله اضافه
تحقّق هر كدام از طرفين متوقّف بر تحقّق ديگرى است.
البتّه اين اشكال بنظر تمام نيست زيرا دوريكه در اين صورت لازم ميآيد،
دور معي است و اينقسم از دور مورد اشكال نميباشد.
٣- مقصود از شرط عدم بدلى باشد يعنى بگوئيم شرط وجود حادث در
لا حق عدمى است كه باعتبار آنات زمان لا حق داراى حصصى بوده كه هر كدام بدل
از وجود حادث در آن آنات ميباشند قهرا اين عدم بدلى نقيض وجود حادث مىشود
و مآل اين شرط به اين است كه نقيض شيىء را شرط براى آنشيىء قرار دادهايم.
و اين احتمال نيز باطل است، چ ون در اينصورت لازم مىآيد مشروط رافع
شرط باشد چ ه آنكه بمجرّد تحقّق حادث (مشروط) عدم بدلى (شرط) منتفى
ميگردد.
٤- منظور از عدم سابق امكان ذاتى ممكنات باشد يعنى عدم اقتضاء وجود
و عدم بحسب ذات.
اين احتمال نيز دو اشكال دارد:
١- خلاف فرض است، چ ون فرض كلام اينست كه امكان را اصلا
ملاحظه نكنيم و فقط حدوث را محور سخن قرار دهيم.
٢- بفرض از اين اشكال صرفنظر كنيم مرجع اين فرض باينست كه سابق
بالذّات را شرط وجود لا حق دانستهايم نه سابق زمانى را و حال آنكه مدّعا دوّم است
نه اوّلى.
شرح عربى: و انّما ذكرنا العدم البدلىّ مع انّه لم يقصده الخصم اشارة الى انّه عدم
الشّيىء فى الحقيقة و لكنّ باعتبار ماهيّته من حيث هى هى مع قطع
النّظر عن كونها مظهر التّجلّى الالهىّ و لو في زمان تنوّرها بالوجود و امّا