فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٨١ - بحث هفتم سبب احتياج ممكن به مؤثر
ترجمه: و عدمى كه بر كون و وجود سبقت دارد خاصّ نبوده تا نقيض آن باشد بلكه
عدم بدل از وجود نقيض آن مىباشد.
كلمه « بديله » مبتداء بوده و « نقيضه » خبر آن است و معناى كلام آنستكه:
عدمى كه بدل از كون مىباشد نقيض وجود مىباشد و اين عدم در حصص
و افراد آن جارى و سارى است.
بيان و شرح
اگر عدم شرط براى وجود ممكن باشد يا عدم مطلق سابق را بايد شرط
بدانيم كه در اينفرض نميتوان آنرا شرط براى حادث و وجود خاصّ قرار داد و يا عدم
مضاف به حادث خاصّ را بايد شرط دانست كه در اينفرض دور لازم مىآيد زيرا هر
كدام از مضاف و مضاف اليه را متوقّف بر ديگرى قرار دادهايم و يا عدم بدلى شرط
مىباشد كه آن نقيض كون و وجودى است كه حادث مىباشد و بمجرّد تحقّق
حادث عدم مزبور مرتفع مىگردد.
و اگر مقصود از عدم ليسيّت ذاتى براى ممكن باشد يعنى لا اقتضاء وجود و
عدم، رجوع اينمعنا به اعتبار و لحاظ امكان بوده كه آنهم خلاف فرض مىباشد.
مضافا باينكه ليسيّت ذاتى سبقتش بر وجود بمناط ذات بوده نه بملاك
زمان.
شرح فارسى:
توضيح
قبلا گ فتيم قائلين بعليّت حدوث، عدم سابق را شرط وجود لا حق دانستهاند
اكنون مىگوئيم اين فقره از عبارت كتاب در ردّ اينمقاله است و توضيح آن اينست:
عدميكه ايشان شرط وجود دانستهاند از چ هار حال خالى نيست.
١- مقصود از عدم، مطلق عدم باشد بدون تقيّد و تخصّصى مثلا بگوئيم
شرط وجود نهار مطلق عدم است اگرچه عدم كائنات باشد، اين احتمال قطعا فاسد
و باطل است زيرا عدم مطلق شرط حادث مطلق است نه حادث خاصّ.