فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٤٣ - بحث چهارم لازم بودن امكان براى ماهيت
فاذا تصوّرت الماهيّة و نسبة الوجود و العدم اليها علمت انّها بذاتها كافية
لانتزاع هذا العدم و اذا كان الامكان لازما للماهيّة عند اعتبار ذاتها
من حيث هى فلا يعبأ بشبهة يبدء فى المقام من انّ الممكن امّا موجود و
امّا معدوم و على اىّ تقدير فله الضّرورة بشرط المحمول فاين يمكن؟
و ايضا امّا مع وجود سببه التّام فيجب و امّا مع عدمه فيمتنع.
ترجمه: و از جمله اين ابحاث قول ما است كه گ فتهايم:
امكان لازمه ماهيّت مىباشد يعنى نفس شيئيّت ماهيّت كافى است كه
آنرا ممكن بدانيم بدون اينكه بمؤنه زائدى نياز باشد چ ه آنكه امكان معنايش صرفا
عدم اقتضاء براى وجود و عدم مىباشد و وقتى ماهيّت را تصوّر نمائيم و وجود و عدم
را بآن نسبت دهيم مىبينيم كه ماهيّت بذاتها كافيست براى انتزاع اين عدم اقتضاء
براى وجود و عدم و وقتى اين امر مسلّم و ثابت گ رديد كه امكان لازمه ماهيّت است
و از طرف ديگر هنگامى كه ماهيّت را من حيث هى هى ملاحظه مىكنيم و
مىبينيم كه غير از عدم اقتضاء براى وجود و عدم چ يز ديگرى نيست ديگر شبههاى
كه در اينمقام شده قابل اعتناء نيست و آن شبهه آنستكه:
ممكن يا موجود بوده و يا معدوم ميباشد و بهر صورت براى ممكن ضرورت
بشرط محمول ثابت است پ س كجا مىتوان آنرا ممكن دانست.
و نيز ممكن يا با وجود علّت تامّهاش ملاحظه شده كه در اينصورت واجب
است و يا با عدم آن كه در اينفرض ممتنع مىباشد پ س چگ ونه آنرا ممكن بخوانيم:
شرح فارسى:
توضيح
بحث چهارم لازم بودن امكان براى ماهيّت
يكى ديگر از ابحاث مربوط به امكان لزوم آن بر ماهيّت و عدم انفكاكش از
آنست و همانطوريكه در كلمات حضرات است نفس شيئيّت و حقيقت ماهيّت در