فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٨٥ - فصل در بيان خواص اجزاء
اطلاق اينكلام همين معنا به ذهن تبادر مىكند و ذاتى نيز بهمين خاصيّت تعريف
شده چ ه آنكه در تعريف آن گ فتهاند: الذّاتى ما لا يعلّل.
البتّه معلوم باشد كه مقصود از غنى بودن اجزاء از سبب، سبب عليحدّه غير
از سببى كه براى ماهيّت است بوده و نيز مقصود غنى بودن از سببيّت جداگانه و
عليحدّه از ناحيه سبب ماهيّت مىباشد.
سوّم: واجب است اجزاء بر كلّ سابق باشند يعنى در وجود ذهنى و
خارجى.
سپس مصنّف (ره) ميفرمايد:
ممكنست كلمه « واو » در « و ثالثها» را حاليه قرار دهى تا اين عبارت
علاوه بر دلالتش بر خاصيّت سوّم دليل باشد بر خاصيّت اوّل و دوّم نيز.
سپس ميفرمايد:
چ ون در تقدّم اجزاء بر كلّ اشكالى است شبيه باشكالى كه مشهور در
سبقت علّت تامّه بر معلول نمودهاند لا جرم ما در اينجا درصدد رفع آن برآمده و براى
اين منظور اعتبارات چ هار گ انهاى كه در هر كثرتى وجود دارد ذكر نموده و گ فتهايم:
شرح فارسى:
توضيح
خواصّ اجزاء
براى اجزاء خواصّى ذكر نمودهاند كه ذيلا در اينجا مىآوريم:
اوّل: اجزاء تحليليّه و عقليّه براى ماهيّت محتاج باثبات و اقامه دليل نيست
چ ه آنكه جعل آنها بجعل ماهيّت بوده و نيازى به جعل مستقلّى ندارند و از اين جعل
به جعل بسيط نام مىبرند همچون ماهيّت نسبت بعوارض آن مانند جعل اربعه كه در
جعل زوجيّت كافى و محتاج به جعل جداگانهاى نيست.
دوّم: اجزاء خارجى همچون هيولا و صورت محتاج بعلّت جداگانهاى نيستند
بلكه همان علّتى كه براى ماهيّت هست در تحقّق آنها نيز كافى است.
سوّم: در وجود خارجى و ذهنى لازم است اجزاء بر ماهيّت مركّبه مقدّم