فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٠٨ - فروق بين امكان استعدادى و ذاتى
در آن هست شائبه فعليّت و رائحه تحقّق را دارد بخلاف امكان ذاتى كه مجرّد قوّه و
محض مادّه است زيرا چ نان چ ه اشاره كرديم هيولى و ماهيّت ممكنه بامكان خاصّ
( ذاتى) آنست كه وجود و عدم نسبت بذاتش مانند دو كفّه ترازو متساوى بوده و
هيچكدام اندك رجحانى نداشته باشند لذا مىتوان مثال اين دو را به مادّه و صورت
تشبيه نمود و گ فت امكان استعدادى همچون صورت فعلى و امكان ذاتى همانند
مادّه و هيولى در مرحله قوّه است.
قوله: كالصّور و الاعراض: يعنى امكان استعدادى عبارتست از: اضافه قوّه
بمستعدّ له اعمّ از اينكه مستعدّ له جوهر باشد تا در اين صورت امكان بمنزله صورت
باشد يا غير جوهر تا بمثابه عرض.
و حاصل مراد مصنّف اينست كه امكان استعدادى (اضافه قوّه بمستعدّ له)
اختصاص بجوهر ندارد بلكه طرف اضافهاش گ اهى غير جواهر است، مانند اينكه
مىگويند قابليّت نطفه براى علم يا كتابت.
قوله: او معها كالنّفس المجرّد: عطف است به فيها و مراد از اين عبارت آنست
كه مادّه سه اطلاق دارد:
١- محلّ براى صور اجسام كه به هيولى از آن نام مىبرند كه عبارت
كالصّورة به آن اشاره است.
٢- بمعناى موضوع و محلّ براى اعراض كه عبارت « و الاعراض» به آن
دلالت دارد.
٣- بمعناى متعلّق چ نان چ ه گ ويند بدن متعلّق است براى نفس و نفس با آن
است و « قوله: او معها» باين قسم اشاره دارد.
شرح عربى: و امّا ما ذكره فى الاسفار بقوله لكونه بالفعل من جهة اخرى غير جهة
كونه قوّة و امكانا لشيىء فانّ المنى و انكان بالقياس الى حصول
الصّورة الانسانيّة له بالقوّة لكن بالقياس الى نفسه و كونه ذا صورة
منويّة بالفعل فهو ناقص الانسانيّة تامّ المنويّة بخلاف الامكان الذّاتى
الّذىّ هو امر سلبى محض و ليس له من جهة اخرى معنى تحصيلى.