فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤٥ - تقسيم حمل
لحاظ ذاتش تفصيلا غير مشمش باشد لهذا معنا ندارد بگوئيم خداوند مشمش را
مشمش آفريد چ ه آنكه اين كلامى است لغو و بيهوده پ س لا جرم بايد بگوئيم خداوند
متعال مشمش را موجود آفريد و در نتيجه بايد گ فت هر مفهومى اگرچه در خارج
موجود نباشد در مرتبه ذات قابل سلب از ذاتش نيست و همين امر ملاك حمل اوّلى
و ذاتى است.
و در وجه تسميه آن بحمل اوّلى مىفرمايد:
جهتش اينستكه اين حمل فقط در ذاتيّات جارى است زيرا بديهى است كه
در امور اعتبارى محض و انتزاعى بحت مجالى براى اين حمل نيست مثلا صحيح
نيست كه بگوئيم:
فوقيّت به اعتبار ذاتش فوقيّت است.
زيرا اساسا فوقيّت ذات و نفس الامريّت ندارد تا بتوان به اين اعتبار
لحاظش نمود.
و در وجه تسميه آن باوّلى مىفرمايد:
علّتش اين استكه در قضاياى صادقه چ ون انسان از حيث ذات انسان است و
قضاياى كاذبه نظير انسان از حيث ذات حجر است صدق و كذب اولى التّصوّر و
بديهى الدّرك است.
شرح عربى: و بالصّناعى الشّايع الحمل صفا، و باتّحاد فى الوجود عرّفا، الفعلان
مؤكّدان بالنّون الخفيفة فمفاد هذا الحمل هو انّ الموضوع و المحمول
متّحدان فى مقام الوجود مثل الضّاحك كاتب فانّهما وجودا واحد و
امّا مفهوما و ذاتا فاين احدهما من الآخر و وجه التّسمية ظاهر.
ترجمه: و نيز حمل به صناعى شايع صفت آورد شده و مىگويند:
حمل شايع صناعى.
و در تعريف آن گ فته شده:
حمل شايع: آنستكه موضوع و محمول در وجود فقط با هم متّحد باشند.
دو فعل « صفا » و « عرّفا » صيغه امر بوده كه مؤكّد به نون تأكيد خفيفه