فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٤٤ - تقسيم حمل
شرح فارسى:
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٢ ؛ ص٨٤٤
توضيح
حمل بر دو قسم است: حمل اوّلى و ذاتى، حمل شايع صناعى.
حمل اوّلى: آنست كه موضوع و محمول از نظر مفهوم و وجود با هم متّحد
باشند همچون قضيّه: انسان حيوان ناطق است.
و چ ون اين تعريف موهم اين معنا است كه در اين حمل، حمل شيئ بر
نفس است و آن جايز نيست و در صورت جواز فائدهاى ندارد مگر شرح لفظ همچون
حمل احد المترادفين بر ديگر لذا مرحوم مصنّف در شرح درصدد رفع اين توهّم برآمده
و مىفرمايد:
در عين حال موضوع و محمول از نظر اجمال و تفصيل با هم متغاير هستند به
اين معنا كه موضوع مجمل و محمول مفصل موضوع است مثلا در قضيّه فوق محدود
( انسان) مجمل است زيرا در مرتبه ذات و در مرحله ماهيّت معلوم و معيّن نيست فلذا
بلحاظ جهل جاهل سلبش از نفس جائز باشد چ ون از نظر اين شخص محتمل است
غير ذاتش باشد ولى وقتى محدود را بر آن حمل كرديم لحاظ انسان عوض شده و از
پ س پ رده اجمال بدر آمده و معيّن مىشود كه در مرتبه ذات چ يست و سلبش از نفس
جائز نيست.
و نظير اين قضيّه كلامى است كه حضرات در بحث ماهيّت دارند و
مىگويند:
ماهيّت انسان از حيث انسان بودن انسان است نه غير آن معنى اين عبارت
اين است كه قبل از تصوّر تفصيلى امكان دارد به اعتبار عدم ادراك، احتمال اين
داده شود كه انسان غير خود باشد و سلبش از نفس جائز باشد ولى وقتى تفصيلا آن
را ملاحظه و ادراك نموديم بديهى مىشود كه انسان به اعتبار انسان بودن نه بلحاظ
جهات ديگر ممكن نيست انسان نباشد.
و باز نظير اين قضيّه عبارتى است كه از شيخ الرّئيس نقل شده كه ايشان
گ فتهاند:
مشمش (زردآلو) را خداوند مشمش خلق نفرمود بلكه موجود آفريده است و
مقصود از اين عبارت اين است كه جاى توّهم اين معنا نيست كه مشمش به اعتبار