فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠٦ - اقسام جوهر
١- هيولا يا مادّه: عبارتست از جوهرى كه محلّ حلول جوهر ديگر باشد.
٢- صورت: عبارتست از جوهرى كه حلول در مادّه كند و آن نيز بر دو
صنف است:
الف: صورت جسميّه: عبارتست از جوهر ممتدّ ذو ابعادى كه محلّ يعنى
هيولا بودن آن تقرّر و وجودى ندارد و مشترك در تمام اجسام است.
ب: صورت نوعيّه: عبارتست از امرى كه بوسيله آن اجسام مختلف مىشوند
و بعبارت ديگر آنچه موجب اختلاف نوعى اجسام و مبدء آثار خارجى مختلف و
مخصوص بهر يك از انواع است صورت نوعيّه نامند و بعضى از اهل دانش گ فتهاند:
و باعتبار آنكه جسم طبيعى بدان تمام مىشود آن را كمال گ ويند و
بملاحظه تأثير آن در غير قوّت و نيرو خوانند و بمناط مبدء بودنش براى افعال و
حركات ذاتيّه به آن طبيعت گ ويند.
٣- جسم: در اصطلاح حكماء عبارتست از مجموع مادّه و صورت و ارباب
فنّ گ فتهاند:
در هر جسمى سه امر است:
اوّل: هيولا، و مراد همان مادّه است.
دوّم: صورت، كه همان صورت جسميّه است.
سوّم: مقدار، كه مقصود ابعادى مىباشد كه بر صورت جسميّه عارض
مىشود.
٤- نفس: عبارتست از جوهرى كه نه حالّ باشد و نه محلّ و نه مركّب از
اين دو بلكه جوهرى است مفارق از مادّه كه به بدن تعلّق داشته باشد.
افلاطون درباره نفس معتقد است:
جوهرى است مستقلّ و قائم بات كه تعلّق تدبيرى با بدن دارد.
و در شرح حكمة الاشراق آورده كه نفس جوهرى است غير مائت و در
تصرّف و تدبير نياز بواسطه روحانى ديگر دارد كه روحانيّت آن از نفس كمتر است و
آن واسطه روح حيوانى است كه واسطه آن نيز قلب است.
٥- عقل: جوهرى است با خصوصيّات نفس فقط فرقش اين است كه عقل