فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠٧ - اقسام جوهر
تعلّق بعالم صورت و بدن انسانى ندارد و در بعضى از مسفورات در ذيل كلمه عقل
چ نين آمده:
قوّه مدركه كلّيّات كه مخصوص به انسان است عقل مىنامند كه گ اه از آن
تعبير به نفس ناطقه مىشود و بر روح مجرّد انسانى كه راكب بر روح حيوانى است
عقل گ فته شده است و بقوّه تدبير زندگى عقل معاش گ ويند چ نانكه به نيروى تدبير
تأمين سعادت اخروى عقل معاد مىگويند و بهر مرحلهاى از ادراك نيز عقل گ فته
شده است چ نان چ ه گ ويند عقل هيولانى يا عقل بالفعل و بالملكه و بالمستفاد و نيز
بالقوّه عالمه و مدركات قوّه عالمه عقل گ فته شده است چ نان چ ه بقوّه ناطقه نيز اطلاق
شده است و گ اه عقل را مرادف با حكمت بكار بردهاند و قوّه تميز ميان خوب و بد را
عقل گ فتهاند انتهى.
و البتّه براى عقل اقسامى است كه مرحوم مصنّف در بحث الهيّات بمعناى
اخصّ به آنها اشاره نموده و ما نيز انشاء اللّه تعالى در جلد بعدى بطور مستقصى بشرح
آنها مىپردازيم چ نان چ ه هر كدام از اقسام ديگر جوهر خود اصنافى دارند كه در بحث
طبيعيّات انشاء اللّه بيايند.
قوله: كما فى قوله تعالى: ويل لكلّ همزة لمزة الخ: استشهاد به اين آيه بمنظور
اين است كه كلمه «الّذىجمع ... الآية» مىتوان در محلّ جرّ باشد تا صفت براى
همزه تقدير شود و مىتوان آن را از صفت بودن قطع نمود و سپس در محلّ رفع تقدير
كرد تا خبر مبتداء محذوف باشد و يا در محلّ نصف تا مفعول « اعنى » مقدّر باشد
چ نان چ ه مرحوم امين الاسلام طبرسى در تفسير مجمع البيان تصريح به اين وجوه نموده
است.
متن: « ٣٢٣، ٣٢٢، ٣٢١ »
|
العرض ما كونه في نفسه |
الكون في موضوعه لاتنسه |
|
|
كمّ و كيف وضع اين له متى |
فعل مضاف و انفعال ثبّتا |
|
|
اجناسه القصوى لدى المعلّم |
و بالثّلث او بالاربع نمي |