فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٧٣ - تقدم دهرى و سرمدى
امّا جهت تغايرش با ساير اقسام اينست كه متقدّم و متأخّر در آنها با هم در
وجود مجتمع بوده و انفكاكى بينشان نيست ولى در اين قسم چ نان چ ه در شرط اوّل
گ فتيم بايد بين آن دو جدائى و انفصال باشد.
قوله: انّ قدح المحقّق اللّاهيجى (ره) فيه مقدوح: مرحوم لاهيجى از كلام محقّق
داماد (ره) اينطور گ مان كرده است كه ايشان تقدّم حقتعالى بر ما سوى را از باب
تقدّم علّى نمىدانند باين جهت كه متقدّم به اين تقدّم ظرفش بايد عقل باشد و چ ون
علل ممكنه فقط در عقل هستند نه واجب پ س لا جرم تقدّم علّى از ساحتش بدور
است فلذا در مقام انتقاد فرموده اينكه در تقدّم علّى ارباب فنّ ظرف را عقل
دانستهاند مرادشان اين نيست كه نفس علّت بايد در عقل باشد تا اشكال لازم آيد
بلكه منظورشان اين است كه عقل در اين قسم از تقدّم حاكم است به تقدّم علّت بر
معلول بنابراين همانطورى كه در علل ممكنه عقل حكم بتقدّم علّت مىنمايد و از
قيل اين حكم محذورى لازم نمىآيد عينا در علّيّت واجب عقل حاكم بالاستقلال
بوده بدون اينكه محذور و اشكالى بر آن مترتّب شود.
مرحوم مصنّف مىفرمايد:
اشكال مرحوم لاهيجى مخدوش و مقدوح است زيرا مقصود مرحوم داماد
اينست كه در تقدّم علّى متقدّم از متأخّر نبايد زمانا منفكّ و جدا باشد و چ ون
مخلوقات حضرتش تمام از او متأخّر و منفكّ مىباشند و در طول وجودش قرار
گ رفتهاند پ س قهرا تقدّم علّى از او مسلوب مىباشد.
متن: « ١٥١، ١٥٠ »
|
و لا اجتماع فى الزّمانى و ما |
برتبه طبعا و وضعا قسّما |
|
|
و اوّل كالجسم و الحيوان |
و الثّان كالتّرتيب فى المكان |