فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٣٦ - فصل تعريف و تقسيم قدم و حدوث
عود مىكند.
قوله: لا الزّمانى الموهوم كما يقول المتكلّم: در كلمات متكلّمين گ اه زمان موهوم
بچشم مىخورد و گ اه زمان متوهّم و بين اين دو عبارت چ نين فرق گ ذاردهاند:
زمان موهوم آنست كه داراى فردى كه نمايانگر آن باشد نيست اگرچه
منشاء انتزاع دارد و مقصود از منشاء انتزاع بقاء ذات واجب الوجود است و امّا زمان
متوهّم آنست كه نه فردى داشته باشد و نه منشاء انتزاعى.
و در شرح اين مقام گ فتهاند:
عالم يعنى تمام ما سوى اللّه از حضرتش زمانا متأخّر و منفصل ميباشند و
بتدريج هر كدام از موجودات در عالم وجود ظاهر شدند و چ ون فصل موجودات از
حضرتش محتاج بفاصل است و آن را نمىتوان نفس زمان قرار داد زيرا زمان
همچون موجودات ديگر از عالم محسوب ميشود لا جرم از فاصل بزمان موهوم يا
متوهّم تعبير كرده ولى زمان حقيقى را اراده ننمودهاند و گ فتهاند اين زمان موهوم
ظرف عدم عالم است بنابراين عالم از نظر ايشان حادث زمانى مىشود و معناى
حادث زمانى آنستكه وجودش مسبوق بعدم واقعى فكى باشد كه از آن بعدم غير
مجامع با وجود اسم مىبرند.
متن: « ١٣٧ »
|
و الحادث الاسمى الّذى مصطلحى |
ان رسم اسم جا حديث منمحي |