فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٧٤ - كلام مرحوم علامه در كشف المراد
ترجمه: و ما به دليل دو مسئله اشاره نكرديم با اينكه دليل مسئله اوّل مفصّل و
طولانى است چ ه آنكه بمقتضاى حركت جوهريّه در قوى و طبايع هر قوّهاى به قوائى
منحل شده كه هر يك به دو عدم محفوف بوده و از نظر ذات و اثر محدود مىباشند.
و بعد از تصوّر اين معنا كه احتياج قوّه در وجود به مادّه مستلزم احتياجش بآن
در ايجاد و تأثير مىباشد البتّه اشتراط وضع و محاذات خاصّه بين قوّه و معلول آن
سهل المؤنه و واضح و روشن است و از اين گ ذشته ايجاد فرع بر وجود بوده و احتياج و
نياز به مادّه در عالم ايجاد براى آنستكه بواسطه قوّه با منفعل و معلولش وضع و
محاذات خاصّى حاصل گ ردد و اگر اينچنين نميبود اساسا قوّه در عالم ايجاد و تأثير
هيچ نيازى به مادّه نمىداشت و وقتى در ايجاد به مادّه نياز نداشت در وجود نيز بآن
محتاج نمىباشد چ ه آنكه غنى در مقام فعل قطعا در مرتبه ذات نيز غنى مىباشد
پ س لازم مىآيد كه قوّه از مادّه مفارق باشد و اين خلاف فرض است زيرا فرض ما
در جائى است كه قوّه جسمانى يعنى صاحب مادّه مىباشد، پ س نفس تصوّر اين
معنا كه قوّه جسمانى و صاحب مادّه است ما را بمطلوب مىكشاند.
شرح فارسى:
توضيح
دليل دو مسئله
اما دليل اوّل: مرحوم مصنّف براى مسئله اوّل دليل را اينطور اقامه فرموده:
اينكه مىگوئيم مادّه جسمانى از جهات سهگانه محدود است به خاطر اين
است كه طبق اقتضاى حركت جوهريّهاى كه در قوى و طبايع هست هر قوّهاى به
قواى متعدّدى منحلّ مىشود كه هر كدام از آنها محذوف بدو عدم مىباشد (عدم
سابق- عدم لا حق) زيرا وجود قوّه در هر آن و لحظهاى غير وجود آن ديگر است و پ ر
واضح است وقتى قوّهاى بين دو عدم محدود و منحصر واقع شد هم ذاتش و هم اثرش
نيز محدود و منحصر مىگردد.
كلام مرحوم علّامه در كشف المراد
مرحوم علامّه رضوان اللّه تعالى عليه در كشف المراد اين دليل را بوجه