تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٥ - توريه و حكم آن
مفسدهاى كه در كذب وجود دارد يعنى اغراء به جهل در توريه نيز موجود است ازاينرو توريه همچون كذب بلكه از مصاديق آنست.
ولى بايد بگوئيم اين توجيه صحيح نبوده بلكه ممنوع مىباشد زيرا حرمت كذب نه بخاطر اغراء بجهل است بلكه اگر اغراء هم منتفى باشد باز كذب حرام و نامشروع محسوب مىشود بنابراين وجه مزبور مصحّح كلام مرحوم علّامه نمىتواند باشد.
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
برخى از افاضل فرمودهاند:
در اتّصاف خبر به صدق و كذب معنائى كه از ظاهر كلام فهميده مىشود ملاك و مناط است نه آنچه متكلّم اراده كرده يعنى اگر معناى ظاهر با واقع مطابق بوده كلام صدق و در صورت مخالفتش كذب مىباشد اعمّ از اينكه مراد متكلّم با واقع مطابق بوده يا مخالف باشد بنابراين اگر متكلّم بگويد:
رأيت حمارا و از آن شخص كودن را اراده نموده بدون اينكه قرينهاى نصب كند كلام مزبور متّصف به كذب است اگرچه مراد متكلّم با واقع مخالف نمىباشد.
تمام شد مقدار حاجت از كلام بعض الافاضل
شرح مطلوب
قوله: و قصد من القائه: يعنى القاء الّلفظ.
قوله: ان يفهم المخاطب منه: ضمير در « منه » به لفظ راجع است.
قوله: خلاف ذلك: مشار اليه « ذلك » معناى مطابق با واقع مىباشد.
قوله: ممّا هو ظاهر فيه: ضمير « هو » به لفظ راجع بوده و ضمير در « فيه » به ماء موصوله راجع است.
قوله: فى عدم كونها من الكذب: ضمير در « كونها » به توريه در موارد مذكور راجع است.
قوله: بانّه يجوز الحلف كاذبا: اين عبارت مقول قول علّامه (ره) مىباشد.