تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٩٨ - توريه و حكم آن
متكلّم با واقع است چه آنكه اساسا معناى خبر و مقصود از آن همين است نه مفهومى كه از ظاهر كلام استفاده شده و احيانا متكلّم آنرا قصد ننموده.
ب: مناط و ملاك اتّصاف خبر بصدق و كذب نزد واصف (مستمع) معنائى است كه از ظاهر كلام استفاده مىگردد.
بايد بگوئيم: اگر مراد اين باشد اجمالا كلام صحيح و مطلب حقّ است منتهى با اينفرض كه واصف جاهل باشد باينكه متكلّم از لفظ خلاف ظاهرش را اراده كرده چه آنكه واصف در فرض مزبور چنين مىپندارد متكلّم لفظى را گفته كه معنايش با واقع مطابق نيست قهرا خبر او را متّصف به كذب مىكند چنانچه اگر معناى لفظ را با واقع مطابق بداند بآن صدق مىگويد.
ولى درعينحال بايد توجّه داشت كه اين توصيف واصف باعتقاد اينست كه معناى مزبور مراد و مقصود متكلّم است پس باز اتّصاف خبر به صدق و كذب ملاكش معناى ظاهر لفظ و مطابقت و مخالفتش با واقع نشد بلكه امر دائر مدار مراد متكلّم بوده اگرچه طريق بآن اعتقاد مخاطب مىباشد.
دليل بر سلب كذب از توريه
سپس مرحوم مصنّف مىفرمايند:
و از ادلّهاى كه بر سلب كذب از توريه دلالت دارد روايتى است كه در كتاب احتجاج نقل شده و آن اينستكه:
از امام صادق عليه السّلام راجع به فرموده حقتعالى در قصّه حضرت ابراهيم على نبيّنا و آله و عليه السّلام:
بل فعله كبيرهم هذا، فاسئلوهم انكانوا ينطقون.
( بلكه بزرگ آنها اين امر را مرتكب شده، پس از ايشان سؤال كنيد اگر سخن مىگويند).
سؤال شد؟ حضرت فرمودند:
نه بزرگ آنها مرتكب اينفعل شده بود و نه ابراهيم عليه السّلام دروغ گفت.
محضر امام عليه السّلام عرض شد: چگونه اينطور مىشود؟