تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣٩ - مسئله نوزدهم حرمت كهانت
آنچه در نفسش بواسطه وجوه مزبور يا غير آن حادث مىشود چنانچه فرموده امام عليه السّلام بعد از آن يعنى « زاد كلمات من عنده فيخلط الحقّ بالباطل» بر آن دلالت دارد.
و بهرصورت در اينكلام امام عليه السّلام « انقطعت الكهانة» بر گفته صاحب « مغرب » دلالت دارد وى گفته است:
كهانت در عرب پيش از مبعوث شدن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و قبل از منع شيطان از استراق سمع بوده است.
ولى درعينحال اينفرموده امام عليه السّلام « انّما تؤدّى الشّياطين الى كهّانها اخبار النّاس» و نيز فرموده ديگر آنحضرت پيش از آن يعنى « مع قذف فى قلبه الى آخر الكلمات» دلالت دارد بر صدق كاهن در خصوص اخبارى كه از حوادث روى زمين مىدهد بنابراين مقصود از منقطع شدن كهانت، كهانت كاملهاى است كه كاهن بواسطهاش نسبت بتمام امور مشتبههاى است كه حكومت مىكند چه امور و حوادثى ارضى و چه سماوى چنانچه در ابتداء روايت نيز ذكر گرديده.
و بهرصورت هيچ اختلاف و نزاعى در حرمت كهانت وجود ندارد و تمام فقهاء آنرا تسليم و قبول دارند و در روايتى كه مرحوم صدوق آنرا در خصال نقل فرموده چنين آمده:
كسيكه كهانت كرده يا برايش كهانت بشود همانا از دين حضرت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برى گرديده.
و اين روايت قبلا گذشت كه امام معصوم فرمودند:
كاهن همچون ساحر بوده و فراگرفتن علم نجوم انسان را به كهانت مىكشاند.
و در مستطرفات سرائر از كتاب مشيخه حسن بن محبوب، از هيثم منقولست كه گفت:
محضر حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام عرضه داشتم:
در جزيرهاى كه ما هستيم مردى است كه از سؤالات مردم راجع به مال مسروقه و شبيه آن جواب داده و ايشان را بآنها آگاه و مطّلع مىكند اين چه صورت دارد؟