تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٧٥ - مسئله هفدهم قيافهشناسى
سپس محضرش عرضه داشتم: شهادت مىدهم كه تو امام من هستى ... تا آخر حديث.
و اين خبر را با اينكه طولانى بود بمنظور تيمّن و تبرّك نقل نموديم.
مؤلّف گويد:
محلّ شاهد كلام حضرت ثامن الحجج عليه السّلام است كه فرمودند:
شما نزد قيافهشناسان بفرستيد ولى من هرگز با ايشان كارى ندارم چه آنكه از اينكلام بخوبى استفاده مىشود كه اخذ بقول ايشان عمل صحيحى نمىباشد.
شرح مطلوب
قوله: نسبه فى الحدائق: ضمير منصوبى در « نسبه » به تحريم راجع است.
قوله: لا اعرف له خلافا: ضمير در « له » به تحريم راجع است.
قوله: و عن المنتهى الاجماع: كتاب منتهى همان منتهى المطلب است كه تصنيف مرحوم علّامه حلّى مىباشد.
قوله: و القائف: اسم فاعل است بمعناى قيافهشناس.
قوله: انّها الحاق النّاس بعضهم ببعض: ضمير در « انّها » به قيافه راجع است.
قوله: حرمتها بها اذا ترتّب عليها محرّم: ضمائر مؤنّث به حرمت راجعند.
قوله: انّه مراد الكلّ: ضمير در « انّه » به ما اذا ترتّب عليها محرّم راجع است.
قوله: ما احب ان تأتيهم: اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج (١٢) ص (١٠٨) باين شرح نقل فرموده:
در كتاب خصال، از پدرش، از سعد بن عبد اللّه، از يعقوب بن يزيد، از محمّد بن ابى عمير، از علىّ بن ابى حمزه، از ابى بصير، از ابى عبد اللّه عليه السّلام قال:
من تكهنّ او تكهنّ له فقد برئ من دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله.
قال: قلت:
فالقيافة « فالقافة خ»؟
قال: ما احبّ ان تأتيهم و قيل: ما يقولون شيئا الّا كان قريبا ممّا يقولون.
فقال: القيافة فضلة من النّبوّة، ذهبت فى النّاس حين بعث النّبى صلّى اللّه عليه و