تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٠٦ - استدلال باخبار جهت حرمت غيبت
مىدارند و بوى نامه اعمالش را داده و او در آن اعمال حسنهاى كه انجام داده نمىبيند).
فيقول: الهى ليس هذا كتابى، لا ارى فيه حسناتى.
( مىگويد: بارالها اين نامه اعمال من نيست زيرا در آن اعمال حسنهاى كه انجام دادهام نمىبينم).
فيقال له: انّ ربّك لا يضلّ و لا ينسى، ذهب عملك باغتياب النّاس.
( پس بوى گفته مىشود: پروردگارت نه گمراه مىكند و نه فراموشكار است، اعمال حسنه تو بواسطه غيبت نمودن مردم از بين رفته است).
ثمّ يؤتى بآخر و يدفع اليه كتابه، فيرى فيه طاعات كثيرة.
( سپس شخص ديگرى را آورده و نامه اعمالش را بوى مىدهند، او مىبيند كه در آن طاعات بسيارى ثبت و ضبط شده).
فيقول: الهى ما هذا كتابى، فانّى ما عملت هذه الطّاعات.
( پس عرض مىكند: خداوندا اين نامه اعمال من نيست زيرا اين طاعات و اعمال حسنه را من انجام ندادهام).
فيقال له: انّ فلانا اغتابك، فدفعت حسناته اليك.
( پس بوى گفته مىشود: فلانى غيبت تو را نمود، پس اعمال حسنه او بتو داده شده است).
١٠- و از جمله روايات، حديثى است كه مرحوم كاشف الرّيبه (شهيد الثّانى) نقل فرموده و آن روايت عبد اللّه بن سليمان نوفلى از مولانا امام صادق عليه الصّلوة و السّلام است، در اين روايت طولانى از حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين نقل شده:
ادنى الكفران يسمع الرّجل من اخيه كلمة فيحفظها عليه يريدان يفضحه بها، اولئك لاخلاق لهم.
( نزديكترين چيز به كفر اينستكه شخص از برادر مؤمنش كلمهاى را بشنود و آنرا حفظ كند باين قصد كه وى را با آن رسوا نمايد، ايشان هيچ بهرهاى ندارند).
سپس امام عليه السّلام فرمودند: