تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٧٦ - امر سوم در بيان مستثنيات غيبت
امام عليه السّلام فرمودند:
كسى را كه با دو چشم خويش نديدى مرتكب گناهى شود و شاهدى نيز بر آن شهادت نداده پس وى از اهل عدالت و ستر بوده و شهادتش پذيرفته مىباشد اگرچه باطنا و در واقع گناهكار محسوب شود و كسى كه غيبت او را نموده و عيبى را كه در وى هست نزد ديگران بازگو كند از ولايت اللّه خارج شده و در ولايت شيطان داخل است تا پايان خبر.
مفهوم اينحديث آنستكه اگر با دو چشم خود ديدى كه فلانى مرتكب گناه شده يا دو شاهد عادل بر آن شهادت دادند ديگر غيبتش حرام نيست، بنابراين حديث مذكور دلالت دارد بر اينكه حرمت غيبت و قبول شهادت مترتّب هستند بر اينكه شخص از اهل ستر بوده و از اهل عدالت بحساب آيد و اين دلالت از طريق لفّ و نشر مرتّب است يعنى چون از اهل ستر بوده غيبتش حرام و بملاحظه آنكه عادل است شهادتش مقبول و پذيرفته مىباشد.
و يا مىتوان گفت:
تمام امور مذكور در اين روايت يعنى مقبول بودن شهادت و حرمت غيبت مشروط هستند باينكه از شخص معصيت ديده نشده و شاهدى بر آن شهادت نداده باشد و همانطورى كه اشاره شد مقتضاى مفهوم آن اينستكه در صورت نبودن شرط يعنى ديدن معصيت از وى يا اقامه شاهد بر آن غيبت او جايز مىباشد منتهى كسيكه بفسق و گناه تجاهر نورزد از اينحكم خارج است يعنى گرچه احيانا از وى گناهى ديده شود يا شاهد عادلى بر آن گواهى دهد ولى معذلك نمىتوان غيبت او را نزد مردم نمود.
انتقاد به استدلال مذكور و جواب از آن
ممكنست در مقام انتقاد باستدلال مذكور گفته شود:
در صورتى از مفهوم حديث مزبور مىتوان جواز غيبت شخص متجاهر را استفاده كرد كه جمله « من اغتابه الى آخر» عطف بر جزاء بوده يعنى عبارت چنين باشد: