تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٨٣٤ - خاتمه بحث در شرح برخى از حقوق مسلمان بر برادر مسلمانش
چهارم: چيزى را كه بقدرت و توان خود بدست آورده از تو بازندارد.
پنجم: حدّى كه جامع تمام اين خصال است و آن اينكه تو را در وقت مهالك تسليم آنها نكند و مخفى نماند وقتى صداقت نبود اخوّت نيز نبوده لاجرم اشكالى ندارد كه حقوق نسبت به غير برادر ترك شود.
و در نهج البلاغه آمده است:
دوست، دوست نمىباشد مگر آنكه برادرش را در سه مورد حفظ كند:
١- در وقتيكه نكبت و هلاكت باو روى آورده.
٢- در غيابش.
٣- در وفات و مرگش.
و در كتاب اخوان بسندش از وصّافى، از مولانا ابيجعفر عليه السّلام آمده است كه راوى گفت:
حضرت بمن فرمودند:
آيا نزد خود مردى را سراغ داريد كه وقتى يكى از برادرانش رداء بدوش نداشت او رداء خود را بدوش وى اندازد؟
عرض كردم: خير.
حضرت فرمودند: آيا اگر برادرش بالاپوشى نداشته باشد وى از زيادى بالاپوش خود بوى موقّتا بدهد تا او پوششى پيدا كند؟
عرض كردم: خير.
راوى مىگويد: پس حضرت دست مبارك بر ران خود زده و فرمودند:
اين گروه را نتوان برادر ايمانى خواند الى آخر حديث.
اين خبر شريف دلالت دارد بر اينكه آنكس كه با مؤمن مواسات ندارد برادر او نبوده لذا حقوق اخوّت و برادرى كه در روايات حقوق ذكر شده برايش ثابت نيست.
و نظير اين حديث است، روايتى كه ابن ابى عمير از خلّاد بطور مرفوعه نقل نموده، راوى مىگويد:
شخصى از صحابه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به كندى محضرش مشرّف شد.