تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٩٩ - بقيه صورى كه غيبت در آنها جايز است
و از جمله: قصد بازداشتن شخص است از فعل منكر و قبيحى كه انجام مىدهد چه آنكه غيبت باين قصد بمراتب اولى و سزاوارتر است از ستر و پنهان داشتن فعل قبيح و اظهار نكردن آن پس در حقيقت اين غيبت احسانى است در حقّ فاعل مضافا به عموم ادلّه نهى از منكر كه شامل اينمورد نيز مىشوند.
و از جمله: غيبت بقصد قطع مادّه فساد از مردم است مثل غيبت نمودن و بدگوئى كردن از مبدعى كه از او خائف هستيم مردم را اضلال و گمراه كند.
و دليل بر جواز غيبت در اينصورت دو امر است:
الف: مصلحتى كه در دفع فتنه و فساد از مردم هست اولى و سزاوارتر است از ستر و حفظ نمودن شخص مغتاب.
ب: روايتى است صحيح از كافى شريف بسندش از مولانا ابى عبد اللّه عليه السّلام كه فرمودند: پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند:
زمانيكه اهل شكّ و بدعت را بعد از من ديديد از ايشان اظهار برائت و دورى نمائيد و بسيار لعن و سبّشان كنيد و از آنها بدگوئى كرده و بهتان و افتراء بايشان زنيد تا طمع نكنند كه در اسلام فساد نمايند و مردم را از ايشان برحذر داريد مبادا از بدعت ايشان چيزى فرابگيرند، خداوند متعال در مقابل اين عمل بشما حسنات و اجر عنايت كرده و درجاتتان را رفيع و بلند مىفرمايد.
شرح مطلوب
قوله: تعرّضوا لها: ضمير فاعلى در « تعرّضوا » به فقهاء راجع بوده و ضمير مجرورى در « لها » به صور برمىگردد.
قوله: فانّ خيانته: يعنى خيانت كردن به مستشير.
قوله: من الوقوع فى المغتاب: كلمه « مغتاب » در اينجا مصدر ميمى است بمعناى غيبت كردن.
قوله: و انت تعلّم بقبائحها: يعنى قبائح المرأة.
قوله: من اجلها فى الغيبة: ضمير در « اجلها » به قبائح راجع است.
قوله: انّ التّنبيه على بعضها: يعنى بعض القبائح.